تبليغاتX
از همه جا
عکس - مقاله
 

 

از حرف زدن و گوش کردن کم و به عملت اضافه کن .

 

 

 

 

هرگز برای رسیدن به انچه می خواهی دیر نیست فردا می تواند شروعی دوباره باشد .

 

 

 

 

جوانی سرابی است که پایان ان حسرت است .

 

 

 

هرگز از انچه که به زبان نیاورده اید پشیمان نخواهید شد .

 

 

 

 

برای خندیدن منتظر خوشی نباش شاید خوشی منتظر خندیدن باشد .

 

 

 

 

ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند . چه تلخ است قصه عادت .

 

 

 

 

به خدایت نگو مشکلی بزرگ دارم به مشکلت بگو خدایی بزرگ دارم .

 

 

 

 

شاهد زیبایی رنگین کمان بودن نیاز به صبر و تحمل دارد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 شهریور1389ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط مهنوش  | 

بیوگرافی ری مستریو

 

 

اسکاسکار گوترز روبیو متولد 12 دسامبر 1974 در سن دیگو-کالیفرنیا نام همسر او آنجی و دارای یک پسر به نام دامینیک و یک دختر به نام آیلیاه هست. قد او 1 متر و 60 سانتیمتر و 63 کیلوگرم وزن داره. ار گوترز روبیو متولد 12 دسامبر 1974 در سن دیگو-کالیفرنیا نام همسر او آنجی و دارای یک پسر به نام دامینیک و یک دختر به نام آیلیاه هست. قد او 1 متر و 60 سانتیمتر و 63 کیلوگرم وزن داره.

 

 

او کچ حرفه ای رو در چند لیگ سطح پایین و سپس مکزیک ژاپن در سال 1989 شروع کرد.
در این مدت اون تونست عنوان های سبک وزن HHW ، عنوان اصلی لیگ MNW (مکزیک) ، عنوان تگ تیم WWA ، سبک وزن WWA سه بار ، عنوان اصلی بیگ MNT
(مکزیک) را از آن خود کنه.
سپس به لیگ
ECW رفت و بعد از فعالیت در اون جا سر انجام در سال 1996 به یکی از دو لیگ بزرگ اون زمان یعنی WCW
راه پیدا کرد.

 

 
در ابتدای کارش در 16 جون اولین حضورش رو در گری امریکن بش انجام داد و در مقابل دین مالنکو شکست خورد و نتوانست عنوان سبک وزن رو از آن خود کنه. ولی در 8 جولای با شکست دین مالنکو در ماندی نایترو تونست برای اولین بار در
WCW
صاحب عنوان بشه.
27 اکتبر دین مالنکو با شکست ری عنوان رو پس گرفت.
28 مارس 1999 در ماندی نایترو ری به همراه بیلی کیدمن با شکست بنوا و دین مالنکو تونستند که عنوان تگ تیم رو به دست بیارن و در 9 می به پری ساترن و ریون باختند.
18 اکتبر در ماندی نایترو ری به همراه کنان بار دیگه عنوان تگ تیم رو به دست آورد و در 24 اکتبر به بوکر تی و استیوی ری باختند.

 

 


14 آگست 2000 ری این بار به همراه یوونتود در ماندی نایترو با شکست ومپایرو و گریت موتا بار دیگه عنوان تگ تیم رو به دست آورد.
26 مارس 2001 هم ری به همراه بیلی کیدمن با شکست کید رومئو و اسکیپر عنوان تگ تیم سبک وزن رو به دست آورد.
بعد از منحل شدن
WCW ری به WWF و به SD
! اومد.
10 اکتبر 2002 اولین قهرمانی ری در
WWE
بود.
اون به همراه اج با شکست براک لازنر و تجیری قهرمان تگ تیم
SD
! شد.ولی در نو مرسی 2002 اونو به بنوا و انگل باختند. ولی در 7 نوامبر تونستن انتقام بگیرن و بار دیگه قهرمانی رو بردن.
ولی باز هم در سوروایور سیرس 2002 در یک مسابقه ی سه تیمه در مقابل ادی/چاوو و انگل/ بنوا عنوان رو به گررو ها باختند.

 

 


5 جون 2003 ری با شکست مت هاردی تونست عنوان سبک وزن رو ببره. ولی در 25 سپتامبر تجیری عنوان رو از ری برد.
در اولین مسابقه ی
WWE
در سال 2004 در 1 ژانویه ری با شکست تجیری بار دیگه قهرمان سبک وزن شد.
در نو وی آت در 15 فوریه 2004 چاوو گررو با کمک پدرش تونست قهرمانی رو از ری بگیره(اصل اختلاف اونا سر ادی بود،چاوو با ادی بد بود و ادی رو زده بود،ری هم عصبانی شد و چاوو رو زد و درگیری به نو وی آت رسید.ری همیشه ادی رو دوست داشت).
در رستل منیا
XX
در 14 مارس ری با شکست چاوو بار دیگه قهرمان سبک وزن شد.
در 29 مارس در
SD
! اسایک دادلی با کمک دادلی ها قهرمانی رو از ری گرفت.
در 9 دسامبر 2004 ری و راب ون دم با شکست تجیری و دوپره توسنتد که قهرمان تگ تیم بشن. ولی در 13 ژانویه برادران باشام با شکست ری و
RVD در یک مسابقه ی چهار تیمه که ادی/بوکر تی و لوتر/مارک جیندراک هم بودند قهرمانی رو از ری و RVD
گرفتند.
ولی در نو وی آت ادی و ری با هم تگ تیم شدند و توسستن قهرمانی رو ببرند(این آخرین قهرمانی ادی بود.روحش شاد).

 

 


ولی در کارلیتو کابانا در 14 آوریل ری که مهمان کارلیتو بود
MNM
اومدند و ری رو زدند.ولی ادی به کمک ری نیومد و از ری عذر خواهی کرد و گفت که من در استادیوم نبودم.
یه سری مشکلاتی هم این وسط پیش اومد که یه کم میونه ی ری و ادی شکر آب شد.
سر انجام
MNM با تقلب ملینا و شکست ری و ادی در SD
! در تاریخ 21 آوریل قهرمانی رو از اونا بردند.
بعد از بازی ادی اومد و ری رو کتک زد چون ری پین فال شده بود. ولی اونا هفته ی بعد خواستند که دوباره قهرمانی رو ببرند.ولی باز هم ملینا تقلب کرد و اونا دوباره باختند.
باز هم ری از ادی کتک خورد. و اختلافای ادی و ری آغاز شد و تا ماه ها ادامه داشت.


اختلاف اونا ماه ها ادامه داشت و سر انجام ادی بالاخره توست ری رو ببره و بی خیال ری شد. با این حال وقتی ادی مرد،ری کسی بود که از همه بیشتر برای ادی اشک ریخت.
هنوز هم ری با بازو بند یا تی شرت ادی میاد و حتی پیش اومد که چند بار برای ورود ری آهنگ ادی رو زدن یا ادی برای پیروز از فراگ اسپلش ادی استفاده کرد. در رویال رامبل هم ری نفر دوم وارد شد ولی تونست بازی رو ببره و بتونه یک قهرمانی رو برای رستل منیا انتخاب کنه.
ری حتی پیروزی خودش رو هم به ادی تقدیم کرد. ولی هفته ی بعد رندی که نفر 30 وارد شده بود و آخرین نفر توسط ری بیرون افتاد اومد و در مورد ادی حرف زد و ادی رو مسخره کرد.ری هم عصبانی شد و اونو زد.

 


سرانجام کار اونا به نو وی آت کشید و قرار شد برنده بازی قهرمانی رستل منیا رو ببره. و رندی هم با تقلب تونست که ری رو ببره.
بزرگترین افتخار او هم گرفتن کمربند سنگین وزن جهان در سال
۲۰۰۶
از کرت انگل بود. بعد از آن چند هفته بر سر كمربند سنگین وزن هم با رندی اورتون كورت آنگل و مارك هنری و داشت كه همه را با برد خود بدرقه كرد.
در جاجمنت دی هم JBL
را با فاروغ اسپلش (حركت نهایی ادی) بازی را برد.
ری در
ECW هم با سابو بازی كرد كه آن بازی ناتمام باقی ماند.

 

 

 

 

جف هاردی

 

نام: جفری نیرو هاردی Jeffrey Nero Hardy

تولد: 31 آگوست 1977

مكان: كمرون، شمال كارولاینا

قد: 6 فوت و 2 اینچ (185 سانت)

وزن: 225 پوند (112 كیلو)

رنگ موی طبیعی: قهوه ای روشن

وضعیت ازدواج: دوستی بسیار طولانی با بت (Beth)

آموزش و پرورش: مدرسه ی ابتدایی كمرون و مدرسه ی راهنمایی یونیون پاینز

آموزش دیده توسط: دوری فانك (جی آر)

حركت فینیشینگ: سوانتون بامب (Swanton Bomb)

موسیقی ورودی WWE: مرگ از بالا (Death from Above)

موسیقی ورودی TNA: Modest، تهیه شده توسط خودش

شروع كشتی كج: 1993

شروع WWE: 1998

شروع TNA: 2004

 


قهرمانی ها:

NDW Light Heavy Weight Champ

NWA 200 Tag Team Champ

OMEGA Tag Team (3)

Heavyweight Champ

NCW Heavyweight

Light Heavyweight Champ

WWE Tag Team Champ (5)

WCW Tag Team Champ (1) with Matt Hardy

Intercontinental Champ

Light Heavy Weight Champ

European Champ

Hardcore Champ

قهرمان نسبتا سنگین وزن NWA

قهرمان تگ- تیم NWA

3 بار قهرمان تگ- تیم امگا

قهرمان سنگین وزن

قهرمان سنگین وزن NCW

قهرمان نسبتا سنگین وزن

5 بار قهرمان تگ- تیم WWE

قهرمان گروهی WCW به همراه مت هاردی

قهرمان بین قاره ای

قهرمان نسبتا سنگین وزن

قهرمان اروپا

قهرمان هارد كر

 



الغاب در كشتی كج: جف هاردی، برادرهای بدشانس، حیوان وحشی، نجوای بید، جیمی جین جك تامپكینز بدجنس (Mean Jimmy Jean Jack Thompkins)، گلادیاتور، مرد یخی

حلقه ها: هردو گوش، و نافش

تتوها: یك اژدها بر ساق پای راستش، دو علامت چینی (ترجمه به سلامتی و آرامش)، تتوی مار/ببر بر بازوی راستش، و علامت هایی بر بازویش كه در انتهای گردنش تمام میشود (شاید یك درخت)

اسم های مستعار: میمون، اسكیتلز، رنگین كمان درخشان

 



ویژگی های فعلی او:

- مبهم

- خارج از خانه امنیت ندارد

- نیاز به توجه دارد

- گرایش به جنب و جوش زیاد دارد

- افسردگی شدیدی گرفته است

- در پرخوری شعور حیوانی اش بسیار بیشتر از استدلال منطقی اش است

- در حال حاضر یك آفریننده ی بزرگ است

- به وسیله نگاه كردن به دیگران از معاملات بزرگ باخبر می شود

فست فود مورد علاقه: بیگ مك

غذای مورد علاقه: لازانیا

موسیقی مورد علاقه: آلترناتیو

گروه مورد علاقه: پرل جم

بازیگر مورد علاقه: كریستین اسلیتر

عطر: CKBE

 

 


بیوگرافی جف

جف كوچكترین برادر از دو برادر است كه در روستای شمال كارولاینا به دنیا آمدند. فرزند پدر مجردش است (وقتی او خیلی كوچك بود مادرش به دلیل داشتن تومور مغزی مرد) و در مزرعه ی تنباكو بزرگ شد. علاقه به كشتی خیلی زود به سراغش آمد. بعد از اینكه امیدوار شده بود یك بازیكن بیسبال شود و در یك موتور سواری نادرست آسیب جدی دید. او در دبیرستان یونیون پاینز درس خواند؛ در سال های اول در 1995 او چندین تحقیق هنری ارائه داد و بعد از آن، او و مت به قسمت های مختلف شمال كارولاینا سفر كردند تا جایی را برای كشتی پیدا كنند.

 





در 1997 مت ورزشگاه امگا را پیدا كرد و پس از آن مت و جف رفتند تا در سه موقعیت جداگانه كمربند تگ- تیم امگا را از آن خود كنند.



هنگامی كه برای WWE كار می كردند جف فقط 16 سال داشت. در 1998 مت و جف قراردادی رسمی با WWE نوشتند. سپس آنها به عنوان هاردی بویز Hardy Boyz در تلویزیون درخشیدند. بعدا به همراه پرنده آزاد سابق Free Bird ،مایكل هایس گروهی تشكیل دادند. در 29 ژوئن 1999 در فایت ویل شمال كارولاینا، مت و جف اولین عنوان تگ- تیم شان را گرفتند. جف تنها 19 سال داشت.



بعدا در 1999 به هایس برگشتند و با گانگرل همراه شدند. ( بعد از آنكه اج و كریستین دست از مقاومت برداشتند.)

 





در 7 اكتبر 1999 ورزشگاه نو مرسی No Mercy دوباره اج و كریستین را در یك مسابقه ی TLC مقابل مت و جف قرار داد. در این مسابقه هركدام از گروه ها باید 1000$ آویزان از بالای رینگ را بر می داشتند. در این صورت علاوه بر 1000$، مدیریت خصوصی تری رانلز را هم می گرفتند. مسابقه بسیار تماشایی بود. جف كیف پول را گرفت و اینگونه آنها برنده ی مسابقه شدند.



بعدها لیتا به عنوان گروه آنها را همراهی كرد. جف و مت كار خود را ادامه دادند تا در تگ- تیم موفق باشند. آنها عنوان های تگ- تیم را در 5 موقعیت متفاوت به دست آوردند. جف خودش عنوان قهرمان نسبتا سنگین وزن و هاردكر را دوبار از آن خود كرد. و بعد از شكست تریپل اچ مدتی عنوان قهرمان بین قاره ای را به نام خود كرد.



در 2002 مت و جف درگیری كوچكی با آندرتیكر داشتند. جف در1 جولای 2002 در مسابقه ی نردبان كه بر سر عنوان قهرمان سنگین وزن بود در برابر آندرتیكر باخت. جف تقریبا داشت با كمربند فرار می كرد ولی در آخر مسابقه آندرتیكر دست جف را به نشانه ی احترام بالا گرفت.





مت در همان سال به Smack Down رفت. جف در مسابقات تك نفره در RAW بی نظیر بود. در ژانویه ی 2003 جف بعد از هر مسابقه به حریفان خود حمله می كرد. ولی این فكر بعد از یك ماه كنار گذاشته شد.



جف در كنار كارش باید با زندگی خصوصی اش هم می جنگید. او دائما می خوابید، كم كم در هنگام نمایش ها گم می شد، دیر به نمایش می آمد، تصادفا در هتل خوابش می برد و .... WWE او را برای تست مواد مخدر خواست ولی جف به در خواست آنها جواب منفی داد. بعد از تلاش های بسیار برای اینكه نام هاردی در لیست WWE بماند در نهایت او ترخیص شد. آخرین داستان او با WWE دوستی عاشقانه ای را با تریش استراتوس به وجود آورد.



در 24 می 2003 چهره ی آشنا به امگا بازگشت و در چهره ی Willow the Whisp به كارش ادامه داد. اولین مسابقه ی او در ژولای برگزار شد. جمعیت در ورزشگاه او را به شدت مسخره كردند. اما در آخر او در برابر جویی متیوس پیروز شد.



در جولای 2004 داستی رود فرصتی دوباره به جف داد تا در برابر جف جارت مبارزه كند. بعد از مغلوب كردن مانتی برون هاردی دوباره فرصتی پیدا كرد تا در مسابقه ی نردبان با جارت روبه رو شود. او مسابقه را برد ولی خارج از مسابقه اسكات هال و كوین نش او را‌ ().

 




در سال 2005 هاردی با راون درگیری پیدا كرد. او در تیبل مچ (مسابقه ی میز) نتیجه را به راون واگذار كرد. در آگوست همان سال او در چند مسابقه ی دیگر هم شركت كرد بعد از آن مدتی نمایشی نداد و مجددا برای مدتی بیكار شد.



هاردی در تلویزیون هم دیده نشد و در مردم این باور را به وجود آورده بود كه مسئولا ن او را از شركت در برنامه های تلویزیون دور نگه می دارند. قرارداد ترخیص او در آخر ماه جولای پایان یافت.



در 4 آگوست 2006 WWE اعلام كرد كه بعد از سه سال غیبت جف هاردی با او قرارداد جدیدی نوشته اند. هاردی درباره ی نتیجه اعتیادش گفت كه فقط مقدار ناچیزی مصرف كرده و معتاد نبوده است.

 





در 21 آگوست 2006 او به WWE بازگشت و با اج EDGE مسابقه داد. این اولین مسابقه ی جف با WWE در 3 سال بود. او مسابقه را برد.



در 28 آگوست 2006 او برای مسابقه اش با رندی اورتون بر سر كمربند قهرمان بین قاره ای نگران بود، كه مسابقه را برد.

 

 

 

 

 

بیوگرافی ادج

 

نام اصلی:Adam Copeland

لقب:Edge

تاریخ تولد:30اکتبر1973(33ساله)

محل تولد:Originally from Orangeville, Ontario

وضعیت:متهل

وزن:240 lbs

قد:6'4

 



 

مربیان او:

Ron Hutchison

Sweet Daddy Siki

Bret Hart

Leo Burke

Stu Hart

Dory Funk Jr

Tom Prichard

 

 



تاریخ ورود به کشتی کچ:(20ساله)1993

لقبهای دیگر:Sexton Hardcastle.......Adam Impact

حرکت پایانی:

The Downward Spiral

The Edgecution


حرکتهای مورد علاقه که زیاد استفاده میکنه:

The Spear

Missile Dropkick

Edge-O-Matic

The Crossbody

The Edgecator

Half Nelson Sitout Facebuster

Flying Spear

Electric Chair Drop

One Man Conchairto

 

 

 


دشمنان:
The J.O.B. Squad
The Ministry
The Hardy Boyz
The Dudley Boyz
Lance Storm
Christian
Rhyno
William Regal
Booker T
Kurt Angle
Chris Jericho
Eddie Guerrero
Chavo Guerrero
Evolution
Randy Orton
Chris Benoit
Shawn Michaels
Kane
Matt Hardy
Ric Flair
Mick Foley
John Cena
Rob Van Dam

و خیلی های دیگر که زیاد مهم نبوده اند 

ولی در پایان باتیستا و آندرتیکر مهمترین هاش بوده است

 

 

 
افتخارات ادج:

او یک بار کمربندICW/MWCW Mid-West Unified Tag Team titleو یک بار کمربندSSW Tag Team titleرو داشته.

او همچنین2سال کمربندICW Street Fight Tag Team titles رو داشته.

در24جولای1999با شکست دادنJeff Jarrett توانست کمربندWWF Intercontinental title رو بگیره.

در2آپریل2000به همرا یار خود یعنیChristianبا شکست دادن گروهThe Dudley Boyz توانستند کمربندWWF Tag Team titles رو بگیرند.

در25جون2000به همراه یارش یعنیChristianبا شکست دادن گروهToo Cool توانستند کمربندWWF Tag Team titles رو بگیرند.

در22اکتبر2000با همراهChristianبا شکست دادن گروهThe Hardy Boyz توانستند کمربندWWF Tag Team titles رو بگیرند.

در10دسامبر2000به همراهChristianتوانستند با شکست دادن Bull Buchanan & Goodfather کمربندWWF Tag Team titles رو بگیرند.

در19دسامبر2000به همراه یارش یعنیChristianبا شکست دادنRock & Undertaker توانستند کمربندWWF Tag Team titles رو حفظ کنند.

در19مارچ2001به همراه یارش یعنیChristianبا شکست دادن گروهThe Hardy Boyz توانستند کمربندWWF Tag Team titles رو بگیرند.

در1آپریل2001به همراهChristianتوانست با شکست دادن گروهThe Dudley Boyz کمربندWWF Tag Team titles رو بگیره.

او همچنین نفر اول کینگ آف رینگ2001 شد.

در30آگوست2001با شکست دادنLance Storm توانست کمربندWWF Intercontinental title رو بگیره.

در21اکتبر2001با شکست دادنChristianتوانست کمربندWWF Intercontinental title رو حفظ کنه.

در19 نوامبر2001با شکست دادنTestتوانست کمربندWWF Intercontinental title رو حفظ کنه.

در4جولای2002به همراه یارشHulk Hogan توانست با شکست دادنBilly & Chuck کمربندWWF Tag Team titlesرو بگیره.

در19آپریل2004به همراه یارش یعنیChris Benoit توانست باشکست دادنRic Flair & Batista کمربندWWE World Tag Team titles رو بگیره.

در11جولای2004در ونجنس توانست با شکست دادنRandy Orton کمربندWWE Intercontinental title رو بگیره.

در نیو یرز رولشن2006با شکست دادن حریف خود یعنیJohn Cena توانست کمربندwweرو بگیره.

دیگر قهرمانی او هم در3جولای2006رخ داد.او با شکست دادن حریف خود یعنیRob Van Dam & John Cena توانست کمربندwweرو باز هم بگیره

او کارهای خاصی نکرده ولی در موقعی کمربند سنگین وزن جهان رو در دست داشت و توانست کمربند سنگین وزن جهان رو از اندرتیکر بگیره و آندرتیکر رو از اسمک دون اخراج کنه

ولی سری کمربند سنگین وزن جهان رو از دست داد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 شهریور1389ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط مهنوش  | 

جولیا رابرتز

جولیا رابرتس هم از کیش خود دست برداشت و به دین هندو گروید.

 


تورونتو استار نوشت: فیلم «بخورید و دعا کنید و عشق بورزید» که براساس کتاب خاطرات «الیزابت گیلبرت» ساخته شده؛ به سفر نویسنده به هندوستان به عنوان بخشی از یک سفر معنوی که طی آن با یوگا و مراقبه آشنا می‌شود، نگاه می‌اندازد.

جولیا رابرتس بازیگر فیلم «زن زیبا» که یک جایزه اسکار را هم در کارنامه حرفه‌ای خود دارد، مدعی است که در حین بازی در این فیلم؛ معنویت در او بیدار شد و به عنوان یک هندو به کشورش بازگشت.

 

 

رابرتس که به زودی 43 ساله می‌شود، اعتراف کرد که برای دعا خواندن به معبد می‌رود و بعضی وقت‌ها هم شوهر و سه بچه‌اش را نیز با خود می‌برد. رابرتس همچنین گفت به تناسخ اعتقاد دارد و امیدوار است که در زندگی بعدی‌اش آرامش داشته باشد.

اخیرا گرایش بازیگران هالیوودی به دین‌های متفاوت باب شده است.

 

 

ریدلی اسکات

 

ريدلي اسكات، كارگردان انگليسي، رابين هود را قهرماني با ماهيتي تاريخي دانست.

به عقيده اسكات فيلم اخيرش كه چهره واقعي‌تر از رابين هود را به تصوير مي‌كشد نظر مورخين را به خود جلب خواهد كرد.

 

 

ريدلي اسكات در مصاحبه با ديلي اكسپرس گفت: از آن‌جايي كه واقعا رابين هود را باور داشتم، تصميم گرفتم او را واقعي‌تر از پيش به تصوير درآورم.

او در ادامه توضيح داد كه فيلمش با فيلم‌هاي افسانه‌اي دروغ‌پردازي‌هايي كه تاكنون از رابين هود ديده‌ايم تفاوت دارد.

اسكات افزود: حتي كودكان نيز ديگر علاقه‌اي به رابين هود با لباس مندرس سبز و پري بر روي كلاه ندارند. از اين رو تصميم گرفتم فيلمي متفاوت با ايده‌اي متفاوت و واقعي بسازم.

رابين هود ريدلي اسكات چهارشنبه گذشته ميلادي در افتتاحيه شصت‌وسومين دوره جشنواره كن در كشور فرانسه به نمايش درآمد.

 

 

 

انجلینا جولی

 

انیمیشن «بدجنس» روایت پست مدرن دیزنی از  زیبای خفته است که قرار است آنجلینا جولی به جای زن بابای شریر و بدجنس زیبای خفته با آن لباس نوک تیزش حرف بزند.

 

 

 

نام تیم برتن نیز به عنوان کسی که چشمش به دنبال این پروژه بوده در خبرهای ماه ژانویه آمده بود.

همچنین چند روز قبل هم نام لیندا ولورتن ( فیلمنامه‌نویس «آلیس در سرزمین عجایب» که بر اساس داستان لوئیس کارول فیلمنامه این فیلم را نوشته است) به عنوان فیلمنامه‌نویس «بدجنس» مورد تایید قرار گرفت. در فیلمنامه جدید ملکه بدجنس مرکز فیلم است و در واقع داستانی آشنا از زاویه دیدی نا آشنا روایت ‌شود.

 

 

 

هنوز هیچ قراردادی امضا نشده و به نظر می‌رسد که امضا شدن قرارداد آنجلینا جولی به قرارداد تیم برتون منوط باشد.

از سوی دیگر برتون کار بر روی پروژه‌هایی نظیر «سایه تاریک» و «خانواده آدامز» را در آینده نزدیک در برنامه کاری خود دارد و احتمال این که او بخواهد بلافاصله کار دیگری که بر روی کاغذ کم و بیش شبیه «آلیس در سرزمین عجایب» است را شروع کند کم است.

 

 

کیت وینسلت

 

کیت شیلینگ از موسسه حقوقی لندن در بیانیه‌ای جدایی کیت وینسلت و سام مندس را «کاملا دوستانه و بر اساس توافق دو‌ طرف» دانست.

این ازدواج دوم کیت وینسلت 34 ساله بود که سال 2008 برای بازی در نقش زنی با گذشته تاریک در فیلم «کتابخوان» برنده اسکار بهترین بازیگر زن شد.

 

 

 

وینسلت سال 2001 پس از سه سال از جیم تریپلتن همسر اول خود که دستیار کارگردان است، جدا شد. او سال 2008 در فیلم «جاده روولوشنری» به کارگردانی سام مندس نقش‌آفرینی کرد و به خاطر آن برنده جایزه گلدن گلوب شد.

مندس 44 ساله که مانند وینسلت بریتانیایی است، هم به خاطر آثار نمایشی و سینمایی خود شهرت دارد. او برای «زیبایی آمریکایی» (1999) که اولین تجربه سینمایی‌اش بود اسکار بهترین کارگردانی را دریافت کرد.

 

 



خبر جدایی وینسلت و مندس از آن جهت باعث شگفتی ناظران هالیوود شده که تاکنون خبری درباره مشکلات خانوادگی آنها در مطبوعات و رسانه‌ها منتشر نشده بود. با این حال، وینسلت در مراسم اعطای جوایز اسکار 82 که هفتم مارس برگزار شد، تنها شرکت کرد.

آنها سال 2003 ازدواج کردند و یک پسر دارند. وینسلت از ازدواج اول خود صاحب دختری 9 ساله بنام میا است. او سال 1997 با بازی در فیلم «تایتانیک» در کنار لئوناردو دی کاپریو به شهرت رسید.

 



او و دی‌کاپریو در فیلم «جاده روولوشنری» هم همبازی شدند. وینسلت برای فیلم‌های «حس و حساسیت»، «تایتانیک»، «آیریس»، «درخشش ابدی ذهن پاک» و «بچه‌های کوچک» نیز نامزد اسکار بوده است.

«جاده رو به تباهی»، «تفنگدار دریایی» و «دست به کار شویم» از دیگر فیلم‌های مندس است که قرار است بیست و سومین فیلم از مجموعه سینمایی جیمز باند را کارگردانی کند.

 

 

 

بروس ویلیس

 

 

بروس ویلیس ، بازیگر بیست و پنج میلیون دلاری سینما این روزها مرتب به دادگاه رفت و آمد میکند تا بلکه بتواند دوست دوران کودکیش را در دادگاه محکوم کند. او مدتی پیش یک شکایت رسمی از این شخص که بروس دی ماتیا نام دارد به دادگاه ارائه کرد و مدعی شد که این دوست قدیمی از اعتماد او سوء استفاده کرده و تعدادی از عکسها و فیلم های شخصی اورا دستمایه نوشتن یک کتاب قرار داده. وکیل این بازیگر میگوید: « دی ماتیا دوست دوران کودکی آقای ویلیس است و دوستی آنها تا امروز ادامه داشته ، تا جایی که طی چهار سال اخیر بین آنها مشارکت کاری هم وجود داشته و دی ماتیا دستمزدهای هنگفتی هم گرفته. اما از آنجا که آقای ویلیس تصمیم به تعویض او و استخدام شخص دیگری گرفته ، دی ماتیا هم عصبانی شده و با نوشتن یک کتاب درباره زندگی خصوصی آقای ویلیس و استفاده غیر مجاز از عکس های خانوادگی او قصد تلافی را دارد.اما ما قطعا جلوی این کار غیر قانونی را خواهیم گرفت.»

 


درباره فعالیت سینمایی این بازیگر هم باید بگوییم که او فیلمی به نام Fast Food Nation را آماده نمایش دارد که ماجرای آن درباره آسیب و زیان های استفاده مکرر از فست فود ( غذای سریع و حاضری مثل ساندویچ) است. اتان هاک، پاتریشیا آرکت و کاتالینا ساندیو مورنو سایر بازیگران این پروژه سینمایی هستند.

 

 

 

جیم کری

 

 

 

این جمله ایست که اخیرا سخنگوی جیم کری ، گران قیمت ترین کمدین سینما درباره احتمال ازدواج او و جنیفر مک کارتی به زبان آورد و به تمام شایعه های رنگارنگ درباره نامزدی پنهانی آنها خاتمه داد. جیم کری بازیگر بیست و پنج میلیون دلاری فیلم های بروس قدرت مطلق ، دروغگو دروغگو و ماسک از سال 1997 که از دومین همسرش ، لاری هالی جدا شد، تا کنون مجرد مانده و البته معاشرت های بی نتیجه ای با بعضی از بازیگران زن مانند رنی زلوگر داشته که به ازدواج ختم نشده. او مدت چند ماه است که با جنیفر مک کارتی ، بازیگر و مدل تبلیغاتی 34 ساله معاشرت دارد و ظاهرا بسیار به او علاقه مند شده، تا جایی که همه در انتظار شنیدن خبر ازدواج آنها بودند. اما اظهار نظر جدید سخنگوی او نشان داد که اینبار هم تصمیم او برای ازدواج جدی نیست و شاید بهتر است بگوییم که اصلا تصمیمی در کار نیست!

 

 

تام کروز و کیتی هولمز

 

 

تام کروز و نامزدش، کیتی هولمز به دعوت دیوید بکهام و همسرش، ویکتوریا برای تماشای مسابقه فوتبال میان تیم رئال مادرید و رئال سالت لیک که در سالت لیک برگزار شد، به این شهر رفته بودند که در راه بازگشت از فرودگاه با تصادف شدید ماشینی روبرو شدند که کمی جلوتر از آنها حرکت میکرد. سرنشین های ماشین ، زن و شوهر جوانی بودند که هردو دچار آسیب شدند و البته راننده مقصر اتوموبیل دیگر نیز به سرعت محل حادثه را ترک کرده و میگریزد.

 

 

 

 

 این دو بازیگر به سرعت از ماشین پیاده شده و به کمک آنها میشتابند و تا آمدن پلیس برای دادن شهادت در محل میمانند. یکی از امدادگران به خبرنگاران گفت: « به ما گزارش دادند که در این منطقه تصادفی اتفاق افتاده ، ما سریع به محل آمدیم و با تام کروز و کیتی هولمز روبه رو شدیم که کنار مصدومین نشسته بودند. آنها کل حادثه را دیده و درباره آن شهادت دادند و پلیس نیز ظرف نیم ساعت، راننده فراری خاطی را دستگیر نمود

 

 

 

ریحانا

 

 

 

ریحانا - خواننده آمریکایی - مخفیانه با کریس براون ازدواج کرد. کریس که ماه گذشته به خاطر حمله کردن به ریحانا دستگیر شده و به بازداشت گاه رفته بود ظاهرا در آن دیدار از او خواستگاری کرده بوده .

 

 

 

منبع موثقی می گوید در آن دیدار اشک بار، کریس عاجزانه از او عذرخواهی کرده و ریحانا هم عذرخواهی او را پذیرفته است. ریحانا به کریس گفته : من بدون تو نمی توانم زندگی کنم.
ریحانا 19 ساله بلافاصله پیشنهاد او را پذیرفته و بعد پیش یک کشیش رفتند و در یک عمارت لوکس و مجلل به عقد هم درآمده اند.

 

 

 

 


ریحانا به یکی از دوستانش گفته بوده دوست دارم تا قبل از اینکه 25 ساله شوم دو بچه به دنیا به دنیا بیاورم.

 

 


 



+ نوشته شده در  شنبه 20 شهریور1389ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط مهنوش  | 

نام کامل : آلیونه ایکان تیام (Aliaune Damala Dakha Bouga Time Puru Nacka Lu Lu Lu Badara Akon Thiam)

محل تولد : سنگال

سال تولد : April 30, 1973

نام همسر : Tomeka

نام پدر : مور تیام (Mor Thiam)

شغل پدر : پدر وی یکی از نوازندگان مهروف جاز بود

محل زندگی : نیوجرسی

سوابق تحصیلی : به مدت 4 سال تحصیل کرد

سوابق حقوقی : ایکان 2 بار تا به حال به زندان رفته و 2 سال در زندان بوده است

سبک کاری : هیپ هاپ _ار اند بی_پاپ_راک !!!!!

رنگ مورد علاقه : سیاه

غذای مورد علاقه : اسپاگتی

بهترین لحظه یه زندگی : زمانی که به دنیا اومدم

بدترین لحظه زندگی : خبر گلوله خوردنه 50Cent

50 Cent : دوستی دوست داشتنی

ارزو : اجرا کردن کنسرت روی کره ماه

 

 

جالب این است که او به دلایلی مدتی را در زندان گذراند .البته او در این مدت وقت خود را صرف کار برروی ایده های خود برای در استودیوی خانگی خود آغاز کرد.موسیقی کرد . او به محض آزادی از زندان فهالیتهای موسیقی خود را با نوشتن و ضبط تراکهای

نوارها و موسیقی وی راه خودشان را با کمپانی (SRC/Universal) پیدا کردند و با وجود مشکلاتی که در سر راه انتشار نوارهای
وی بود بالاخره آلبوم وی منتشر شد

شروع به کار وی در سبک رپ به طور جدی از ژوئن ۲۰۰۴ بود

ایکان در سال 2004 با البوم زیبای Trouble به شهرت رسید

او هم اکنون از بزرگان عرصه یه رپ در کله دنیا است و تا کنون 5 جایزه یه مختلف در این رابطه گرفته است

 

 

کانویکت نام کمپانی بزرگی است که ایکان در انجا فعالیت میکند در این کمپانی افرادی چون "دی جی خالد"و"ریک روس"و"ددی"و......عضو هستند و ایکان تا به حال که سال 2008 است هنوز در این کمپانی فعالیت میکند

 

 

ترجمه اهنگ

 

Right Now

It's been so long
That I haven't seen your face
خیلی وقت بود که چهرت رو ندیده بودم
I'm tryna be strong
سعی می کن مکه قوی باشم
But the strength I have is washing away
ولی تمام نیرویی که د ارم داره از بین میره

It wont be long
خیلی طول نمیکشه
Before I get you by my side
که تورو بیارم پیش خودم
And just hold you, tease you, squeeze you
و تورو در آغوش بگیرم، سر به سرت بذارم، محکم فشارت بدم
Tell you what's been on my mind
و بهت بگم که چی تو سرم بوده

I wanna make up right now, na na
میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم
I wanna make up right now, na na
میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم
Wish we never broke up right now, na na
ای کاش الان به هم نمیزدیم
We need to link up right now, na na
باید الان با هم باشیم

I wanna make up right now, na na
میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم
I wanna make up right now, na na
میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم
Wish we never broke up right now, na na
ای کاش الان به هم نمیزدیم
We need to link up right now, na na
باید الان با هم باشیم

Girl I know mistakes were made between us two

دختر، میدونم اشتباهاتی بین ما بوجود اومد

And we show our eyes that night

و اون شب به هم پریدیم

Even said somethings weren't true

حتی حرفایی رو زدیم که حقیقت نداشتن

Why'd you go and haven't seen my girl since then

چرا رفتی و دیگه دخترم رو ندیدی

Why can't it be the way it was?

چرا نمیشه زندگیمون اون طور که بوده بشه

Cos you were my homie, lover and friend

چون تو همخونه من بودی، عشق من بودی و دوست من


I wanna make up right now, na na

میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم

I wanna make up right now, na na

میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم

Wish we never broke up right now, na na

ای کاش الان به هم نمیزدیم

We need to link up right now, na na

باید الان با هم باشیم

I wanna make up right now, na na

میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم

I wanna make up right now, na na

میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم

Wish we never broke up right now, na na

ای کاش الان به هم نمیزدیم

We need to link up right now, na na

باید الان با هم باشیم


I can't lie

نمیتونم دروغ بگم

I miss you much

دلم خیلی برات تنگ شده

Watching everyday that goes by

هر روز رو می بینم که داره میگذره

I miss you much

بیشتر دلم برات تنگ میشه

Until I get you back I'm gonna try

میخوام سعی کنم تا دوباره برت گردونم

Yes I miss you much

آره خیلی دلم برات تنگ شده

You are the apple of my eye

تو نور چشم منی

Girl I miss you much

دختر، خیلی دلم برات تنگه


I miss you much

خیلی دلم برات تنگه

I can't lie

نمیتونم دروغ بگم

I miss you much

دلم خیلی برات تنگ شده

Watching everyday that goes by

هر روز رو می بینم که داره میگذره

I miss you much

بیشتر دلم برات تنگ میشه

Until I get you back I'm gonna try

میخوام سعی کنم تا دوباره برت گردونم

Yes I miss you much

آره خیلی دلم برات تنگ شده

You are the apple of my eye

تو نور چشم منی

Girl I miss you much

دختر، خیلی دلم برات تنگه

I miss you much

خیلی دلم برات تنگه


I wanna make up right now, na na

میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم

I wanna make up right now, na na

میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم

Wish we never broke up right now, na na

ای کاش الان به هم نمیزدیم

We need to link up right now, na na

باید الان با هم باشیم

I wanna make up right now, na na

میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم

I wanna make up right now, na na

میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم

Wish we never broke up right now, na na

ای کاش الان به هم نمیزدیم

We need to link up right now, na na

باید الان با هم باشیم

I want you to fly with me

میخوام با من پرواز کنی

Want you to fly

میخوام پرواز کنی

I miss how you lie with me

دلم برای دراز گشیدن پیشت تنگ شده

Miss how you lie

برای دراز گشیدنت

Just wish you could dine with me

کاش میشد یه بار دیگه با هم غدا بخوریم

Wish you could dine

با هم غذا بخوریم

One that would grind with me

یک بار دیگه با من پیچ و تاب بخوری

One that would grind with me

یک بار دیگه با من پیچ و تاب بخوری


I want you to fly with me

میخوام با من پرواز کنی

Want you to fly

میخوام پرواز کنی

I miss how you lie with me

دلم برای دراز گشیدن پیشت تنگ شده

Miss how you lie

برای دراز گشیدنت

Just wish you could dine with me

کاش میشد یه بار دیگه با هم غدا بخوریم

Wish you could dine

با هم غذا بخوریم

One that would grind with me

یک بار دیگه با من پیچ و تاب بخوری

One that would grind with me

یک بار دیگه با من پیچ و تاب بخوری

I wanna make up right now, na na

میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم

I wanna make up right now, na na

میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم

Wish we never broke up right now, na na

ای کاش الان به هم نمیزدیم

We need to link up right now, na na

باید الان با هم باشیم

I wanna make up right now, na na

میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم

I wanna make up right now, na na

میخوام همین الان تصمیم رو بگیرم

Wish we never broke up right now, na na

ای کاش الان به هم نمیزدیم

We need to link upright now, na na

باید الان با هم باشیم

__________________
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه 19 شهریور1389ساعت 10:30 بعد از ظهر  توسط مهنوش  | 

این می تواند احساس خیلی از شماها باشد: خسته شده اید. احساس می کنید که هر کاری که لازم است را برای به دست آوردن زنی بااصالت با ویژگی های ممتاز انجام می دهید اما خانم ها به شما جواب نمی دهند. تصور شما این است که خانم ها معمولاً دنبال مردی کامل هستند که در واقعیت وجود خارجی ندارد.

 

اما اگر از دوستان دخترتان سؤال کنید، مطمئناً پاسخ دیگری دریافت خواهید کرد. درست است که آنها زیبایی ظاهری، جذابیت و رمانتیک بودن را در مرد ایدآلشان دوست دارند، اما آنقدرها هم که شما فکر میکنید درگیر این مسائل نیستند. اگر میخواهید بدانید واقعاً به چه فکر میکنند، به مطالب زیر توجه کنید.

 

 

 

 

کمی احترام بگذارید. وقتی نوبت به احترام گذاشتن به خانم ها می رسد، مردهای ایرانی فرقی با بقیه مردهای جهان ندارند. خانم ها وقتی بشنوند که طرفشان در مورد زنان دیگر غیرمحترمانه صحبت می کند، خیلی سریع عقب می کشند. من با مردان زیادی روبرو بوده ام که به خاطر اینکه علاقه ای به من نداشتند، به خودشان اجازه میدادند که وقتی زن زیبایی می بینند آنها را جذاب قلمداد کنند یا زنانی که جذابیت کمتری دارند را به عناوین ناخوشایند بخوانند. حتی اگر این نحوه صحبت کردن به صورت شوخی هم بیان شود، باز اگر خانم ها ببینند که طرفشان زنان را نوعی شیء قلمداد میکند، آزرده خاطر خواهند شد.

 

مردها به صورت های دیگر هم می توانند احترامشان را به خانم ها نشان دهند. وقتی در را برای خانم ها باز می کنند، به آنها صندلی تعارف می کنند، یا او را تا اتومبیلش همراهی می کنند، در نظر خانم ها بسیار مؤدبانه می آید. اکثر مردها وقتی با یک خانم قرار ملاقات میگذارند، چنین رفتارهایی از خود نشان می دهند، اما با دوستان دختر معمولیشان چنین برخوردی ندارند.

 

با همه مهربان باشید. ممکن است تعجب کنید اگر بفهمید که خانم ها شما را حتی در عادی ترین برخوردهایتان با دیگران هم ارزیابی می کنند. آنها نه تنها به رفتار شما با خودشان، بلکه به نحوه برخورد شما با دیگران هم توجه می کنند. مهربانی، بخشندگی، و خدمت رسانی، از دیدگاه آنها خصوصیاتی قابل تحسین است.

 

 

 

 

به دنبال مشاوره و راهنمایی های معنوی باشید. خیلی از مردها از اینکه میبینند خانم ها به دنبال مردان باایمان و معنوی هستند تعجب می کنند. آنها تصور می کنند که ایدآلی که خانم ها دنبال آنند، وجود ندارد اما من از زبان خانم های زیادی شنیده ام که این ویژگی برایشان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. خانم ها معتقدند که افراد باایمان و متقی، در ازدواج هم کمتر مرتکب گناه می شوند و بیشتر می توان به آنها اعتماد کرد.

 

خانواده تان را دوست داشته باشید. خانم ها همچنین به نحوه برخورد آقایون با مادر، خواهر و حتی مادربزرگشان هم دقت میکنند. آنها از اینکه می بینند مردی با زنان خانواده خود نیز رفتار خوبی داشته و به آنها علاقه دارد، احساس امنیت بیشتری میکنند و تاحدودی مطمئن می شوند که با آنها نیز رفتاری پایین تر از آن نخواهند داشت.

 

 

 

 

ازدواج را جدی بگیرید. برای خیلی از آقایون، ازدواج چیزی است که هیچوقت از آن صحبت نمی کنند. حتی اگر در خیالشان باشد که یک روز ازدواج کنند، معلوم نیست که هیچ برنامه ای برای آن داشته باشند.

 

یکی از دوستان من یکسال پیش ازدواج کرد. کمی بعد از ازدواجشان اتفاقی برای آنها افتاد که مجبور می شدند به فرانسه رفته و آنجا زندگی کنند. بعد از سه ماه دیدم که آماده رفتن شده اند. وقتی از او پرسیدم که چطور به این سرعت توانستند مشکلات مادیشان را حل کرده و برنامه رفتن را جور کنند، دوستم رازی را با من در میان گذاشت. او گفت که همسرش از سالها قبل از ازدواج برای زندگی خانوادگی خود در آینده پس انداز میکرده است، به همین ترتیب بوده که توانسته بود بدهی شهریه دانشگاه او و همچنین ماشین های هردوشان را بپردازد.

 

من واقعاً چنین دوراندیشی را تحسین می کنم. بااینکه همه ی آقایون ممکن است قادر به رسیدن به چنین اهداف مالی نباشند، اما برداشتن قدم هایی کوچک هم که به خانم ها نشان دهد خود را برای ازدواج آماده می کنند، هم خوب است.

 

 

 

 

یکی دیگر از نشانه های میل به ازدواح، آمادگی پذیرفتن مسئولیت است. خیلی از مردها می خواهند با همان آزادی و بی بند وباری که در دوران دانشگاه داشتند، تا آخر عمر زندگی کنند و از قبول مسئولیت های جدید سر باز می زنند. این آدم ها باید بدانند که خانم ها دنبال یک پسربچه نیستند، آنها دنبال مرد زندگیشان هستند، کسی که بتواند از آنها حمایت کرده و از خیلی جهات تامینشان کند.

 

پیشقدم شوید. وقتی از خانمی خوشتان می آید و احساس او را نسبت به خودتان نمی دانید، این شما هستید که باید پیشقدم شوید. خیلی از مردها را می شناسم که از روی غرور هیچوقت جلو نمی روند و از باب آشنایی را با زن مورد علاقه شان باز نمی کنند. خیلی دیگر از اینکه طرف مورد نظر دست رد به سینه شان بزند می ترسند و جلو نمیروند. گروه اول باید بدانند که با غرور هیچوقت به آنچه میخواهند، نمی رسند و گروه دوم هم باید به خدا توکل داشته باشند و بدانند اگر خواست خدا در آن باشد، حتماً موفق می شوند.

 

 

 

 

ریسک کنید. خیلی اوقات مردها باعث می شوند که رابطه شان بر هم بخورد چون وقتی که نوبت به تصمیم گیری می رسد، اقدامی نمی کنند. آنها باید بدانند که شجاعت و جسارت مردان برای خانم ها ارزش زیادی دارد. با طرفتان روراست باشید و حرفی که می خواهید بزنید را بدون این پا و اون پا کردن به او بگویید. رک و راست بودن همیشه مورد تحسین خانم ها بوده است.

 

شما آقایونی که فکر میکنید خانم ها به دنبال مرد کامل و رویایی توی قصه ها هستند، بدانید که اشتباه می کنید. شما تصور درستی از خواسته های خانم ها ندارید. آنها به دنبال مهربانی و محبت، احترام و توجه، و صداقت و ابتکار عمل هستند. آنها به دنبال آن مرد کاملی هستند که درون شما وجود دارد، پس معطل نکنید.

 

+ نوشته شده در  جمعه 19 شهریور1389ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط مهنوش  | 

در تاريخ ۵ ژانويه ۱۹۶۹ پسري در Canton در ايالت Ohio ي آمريكا بدنيا آمد.كودكي سفيد و لاغر،مو هاي او رنگ سياه داردو با چشماني قهوه اي در كودكي مادر و پدر اوعلاقه ي چنداني به متولد شدن او نداشتند.دوران كودكي مرلين خيلي سخت و با بد ترين و كثيف ترين شرايط گذشت.

MARILYN MANSON از تركيب اين اسم ها اوومده  :

Marilyn Monroe، مانكن و هنر پيشه ي ممتاز دهه ي ۶۰ ميلادي.
Charles Manson، جاني ترين قاتل زنجيره اي دهه ي ۶۰ ميلادي جالبه كه موسيقي دان هم هست

 

 

در مورد سبك موسيقي اش چيز هاي متقاوتي شنيده ميشه و ديدم از hard rock تا pop.ولي بيشتر اين جمله منطقي به نظر مي رسه: Industrial Metal بود، منسون خال كوبي خيلي زياد داره كه اون هايي كه يادم ميادچشم سيب روي هر دو كتف، زنبور قاتل، درخت بد سرشت روي جمجمه (بر روي ساعد دست)، صورتي با تار عنكبوت روي سر (بر روي ساعد دست ديگر)، ديو يك چشم، صورت شيطان با زير نويس 666هستند.به فيلم هاي River's Edge, Wild at Heart, Pink Flamingos, Henry: Portrait of a Serial Killer, The Grinch, Desperate Teenage Love Dolls, Desperate Living, Blue Velvet, Twister, Willy Wonka, Rosemary's Baby
علاقه داره و در دو فيلم Bowling For Columbine و Jawbreaker بازي كرده.

 

 به داستان و شعر نوشتن ، خوندن، نقاشي، كلكسيون اعضاي مصنوعي پزشكي،
كارتون اسكو بي دو، عروسك، جعبه ي غذا، ميمون، رنگ سياه، فلسفه، نيچه، جنگ ستارگان، شكلات، درام، مجالس عرق خوري(آبجو و عرق)، شهرت، حيوانات و مسابقات و قرعه كشي جوايز علاقه داره.ازBackstreet Boys, Fatboy Slim, Jamiroquai,و آهنگ TITANICبدش مي آيد البته يه چند تا ديگه هم بودند.و به گروه هاي Pixies, The Doors, Deee-lite, Gwar, Freaks w/Beaks, Thrill Kill Cult, Alice Cooper, Ozzy Osbourne, Black Sabbath, David Bowie, Beatles, Kiss, Iggy Pop, و بعضي از گروه هاي گروه دهه ي ۸۰ ميلادي خيلي علاقه مند هست

 

 

چيزي كه توي موسيقي اون و مصاحبه هاش بيداد ميكنه انزجار اون از مذهب هست

 

يه مصاحبه جالب ازش جايي خونم كه اونو مينويسم :
ماريلين منسون در جواب سوال يكي از طرفدارانش كه ازش پرسيده بود تو چرا اينقدر از مسيح و خدا متنفري گفت:
من خدا و عيسي را به روش خودم دوست دارم عيسي هم يك انسان بوده و فاحشه ها و جنايتكاران را دوست داشته .من نمي خواهم انجيل را مسخره كنم ولي مردم همانطور كه به من بسيار سطحي مي نگردند به انجيل هم بسيار سطحي مي نگرند. اگر خيلي ادعايتان مي شود كه پيرو عيسي هستيد و درباره عشق به همنوع موعظه مي كنيد برويد و يك بچه خياباني پيدا كنيد و او را سرپناه بدهيد براي غذا و مدرسه يشان پول خرج كنيد و اينكه واقعا" به يك نفر كمك كنيد.

 

 

تمام شعرا رو خودش مي گه ولي اهنگها كار مشترك گروهشه . متن شعرهاش از ديد بعضي ها خيلي جالب و زيبا و از ديد بعضي ها كه ميگن هيچي نمي تون درگ كنند

 

 اسم اصليش هم برايان وارنر هست


در مورد چهره ارايش كرده و شوهاي خشنش بايد بگم مانسون اعتقاد داره كه بايد كريه ترين و كثافت ترين چهره ادم و زمين رو به نمايش گذاشت تا مردم در پس زيبايي هايي كه تلويزيون ها و تبليغات براشون مي سازن گم نشن و واقعيت كثيف و پر درد دنيا رو ببينن .

 

 

معنی چند اهنگ منسون

 

مردم زیبا

من تو را نميخواهم و به تو احتياجي ندارم
سعي نكن مقاومت كني وگرنه تو را هم از سر راهم بر مي دارم
تقصير تو نيست كه هميشه بهت بي احترامي مي شه
افراد ضعيف براي تصديق افراد قوي به وجود آمده اند
مردم عالي ، مردم عالي
همه چيز به اندازه قدرتت بستگي دارد
درختا نمي گذارن جنگلو ببيني
تو نمي توني بوي كثافت خودتو بفهمي
وقتي براي جدا كردن مردم نيست
از هر آدم آشغالي كه جلوي راهته ، نفرت داشته باش
هي تو چي ميبيني ؟
بعضي چيزها عالي ، بعضي چيزها مفت
هي تو آيا سعي مي كني كه بد جنس باشي ؟
دوست من تو وقتي با ميمونها زندگي مي كني پاك موندنت سخته
كرمها در هر سوراخي زندگي مي كنند
معلوم نيست كداميكي بيشتر مي خورد
مردم زشت مردم زشت
اين هم به اندازه قدرتت بستگي دارد
كاپيتاليسم جامعه را اينگونه ساخته
عقايد قديمي فاشيستي آن را به دورها خواهد برد

 

عیسی خصوصی

عيساي خصوصي تو
شخصي براي شنيدن دعاها و درخواستهاي تو
شخصي كه مراقب تو است
عيساي خصوصي تو
شخصي براي شنيدن دعاهاي و درخواستهاي تو
كسي كه هميشه آنجاست
اين يك احساسي ناشناخته است
و تو هميشه تنها هستي
جسم و استخوان
با تلفن
گيرنده را بردار
من تو را به يك با ايمان تبديل مي كنم
دومين چيز خوب را بگير
منو امتحان كن
چيز هايي تو دلته
تو احتياج داري كه اونارو اقرار كني
من رستگارت ميكنم
تو ميدوني من آمرزنده هستم
به بيرون برس و ايمانت را لمس كن

 

+ نوشته شده در  جمعه 19 شهریور1389ساعت 9:59 بعد از ظهر  توسط مهنوش  | 

اسب

ديدن اسب در مجموع بسيار نيکو است. معبران اسلامي نوشته اند که ديدن اسب عربي در خواب نشاني است از عزت و جاه و مقام . اگر کسي ببيند که بر اسب نشسته و اسب رام او مي باشد و به سهولت فرمان مي برد نشان آن است که بيننده خواب به جاه و مقام مي رسد و به سهولت کامروا مي گردد ولي اگر اسب نا آرام و خروشنده بود به زحمت و تلاش بسيار پيروزي حاصل مي شود. در مجموع اسب کام است و مراد و مقصود. نفايش الفنون نوشته اسب ولايت و دولت است و در عين حال زن. نفايس الفنون تصريح دارد که اگر کسي در خواب بر اسب سفيد نشسته باشد پادشاهي يابد. معبران به طور عموم دم اسب را به خدمتکاران تعبير کرده اند يا کساني که از شما حرف شنوي دارند و يا فرمان مي برند. در همين زمينه ابن سيرين مي گويد اگر ديديد اسبي داريد که دم پر پشت و انبوه دارد نشان آن است که عده اي زياد از شما اطاعت و پيروي مي کنند. چنان چه ديديد اسبي در اختيار داريد که فاقد زين يراق و نمد و دهنه است گواه نقصان در پيروزي شما است. در ميان رنگ هاي اسب که مي شناسيم، اسب زرد و سمند چندان نيکو نيست چه اين که بر بيماري دلالت دارد. اسب با رنگ غير معقول نيز توفيق کاذب است. اسب سفيد شرف و عظمت است. اسب سياه امري است مخاطره آميز و کاري است دشوار که سر راه شما قرار مي گيرد.سوار بودن بر اسب نيکو است اما فرود آمدن از اسب خوب نيست مگر اين که اسب زرد باشد در اين صورت به شما نويد مي دهد که از بيماري شفا مي يابيد. درصورتي که بيمار باشيد. نوشته اند اسب سبز دين داري است و چنان چه کسي بر ماديان سبز رنگي نشسته در آينده با زني متقي و پرهيزگار و دين دار رو به رو مي شود . معبران ماديان را به زن تعبير کرده اند و کره اسب را فرزند. اجتماع اسبان نشان نزول باران است. از حاجظ نقل شده که اسب در خواب هواي نفس بيننده خواب است. چه مراد و خواست هم نوعي هواي نفس است. هر چه اسب سرکشتر باشد هواي نفس بيشتر و هر چه اسب رام تر باشد تسلط بر نفس آسان تر است و يحتمل کام جويي ممکن تر. باز مي گويد اگر ديديد اسبي ناشناخته از خانه بيرون آمد از آن خانه کسي مي ميرد.
 
دریا
 
 
نفايس الفنون نوشته دريا در خواب پادشاه است ولي به نظر من دريا را نبايد صرفا پادشاه دانست چون در زمان هاي مختلف دارندگان قدرت نام هاي مختلف داشته اند هر صاحب قدرت و شوکتي مي تواند در خواب ما به صورت دريا ظاهر شود. گاهي اين صاحب قدرت پادشاه است و گاه رئيس اداره و يا به قول فرويد امپراطور و امپراطريس و حتي مدير کلي مقتدر که بيننده خواب از او رعب دارد و مي ترسد و يا به لطف و محبتش اميد بسته است. تمام کساني که ما نسبت به آن ها ضعف شديد داريم در خواب هاي ما به صورت پديده هاي عظيم جلوه گر مي شوند مانند دريا، آسمان، توفان، رعد و برق و يا شير و پلنگ. عقيده فرويد نيز عينا همين است حال اگر در خواب ببينيم که کنار دريا ايستاده ايم با چنين شخصيتي مجاور مي شويم و چنانچه ببينيم از آب دريا مي نوشيم متنفع مي شويم و سود مي بريم. اگر بيننده خواب ببيند که آب دريا را نوشيد به طوري که چيزي باقي نماند به قدرت و شوکت و عظمت مي رسد. اگر بيننده خواب ببيند که روي آب دريا راه مي رود در کار خطرناکي مداخله مي کند که احتمال لغزش و سقوط او مي رود ولي موفق مي شود. معبران نوشته اند در ساحل دريا بودن و منظره تلاطم دريار را مشاهده کردن نشانه اي است از بيماري فرزندان. چنانچه ببينيد که از کشتي بيرون مي آييد و به ساحل قدم مي نهيد فرزند بيمار يا عزيز ديگري که بيمار داريد شفا مي يابد. اگر خود را در دريا در حال غرق شدن ببينيد گرفتار مشکلاتي مي شويد. بودن در کشتي در درياي آرام نشان امنيت و آرامش زندگي است.
 
مار
 
 
مار،خطر يا دشمن خانگي است. خطري که بدون اطلاع قبلي و بي آنکه انتظارش را داشته باشيد و حدس بزنيد چه مي شود و چه کسي در کمين شماست به سراغتان مي آيد و دشمني است زيبا و قشنگ و خوش نقش و نگار و دل فريب که که زير سر يا در خانه شما هست و از وجودش بي اطلاع عيد اما اين دشمن اگر فرصت بيابد نيش زهر آلود خودش را در تن شما فرو مي برد. برخي نوشته اند، مار ثروت است و دارائي نهفته و موجود که در اين مورد نيز شما از وجودش بي خبريد. اين تعبير از آنجا ريشه مي گيرد که در افسانه ها گفته اند و خوانده ايم که دفائن و خزائن گنجينه هاي نهفته در زير خاک و ويرانه هاي قصور کهن و باستاني را مارها و اژدها و افعي ها حراست و پاسداري مي کنند و چون اين باور در اعماق ذهن ما هست ديدن مار مي تواند به پول اندوخته و نهفته اشاره اي باشد که ما از وجودش بي اطلاع هستيم.گفتم که مار دشمني است زيبا و خوش نقش و نگار و دل فريب و آرام که بي صدا مي آيد و زهرش را مي ريزد و مي رود. چنين موجودي مي تواند يک زن زيبا نيز باشد. زني که در عين دولت داشتن خطرناک است و در عين خطرناک بودن دوست داشتني است. در خواب خيره نگريستن به چشم مار را ميمون ندانسته اند. چندين حيوان و جانور هستند که در خواب به چشم آنها خيره شدن خوب نيست از آن جمله است مار. اگر ديديد ماري را کشتيد بر دشمني پيروز مي شويد ولي به زودي ندامت و پشيماني به سراغ شما مي آيد.
 
 
 
دندان
 
در جائي ديگر نوشته ام که دندان ها افراد خانواده ما هستند. معبران سنتي اعتقاد داشتند که دندان هاي فک بالا مردان خانواده هستند و دندان هاي فک زيرين زنان.اما نسبت دادن نرينگي و مادينگي به دندان ها درست نيست چرا که هيچ دليلي وجود ندارد که ثابت کند که دندان هاي بالا نر هستند و دندان هاي فک پائين ماده. دندان ها ازاعضا حساس بدن ما هستند و ارزش و استحکام شان در دهان معرف ارزش و استحکامي است که افراد نزد ما دارند. اين درست تر مي تواند باشد تا آن ها را نر و ماده بدانيم. به نظر من دندان هاي کرسي همسر و پدر و مادر هستند و دندان هاي جلو فرزندان. دندان هاي پيشين زينت چهره به حساب مي آيند و فرزندان نيز زيب و زينت زندگي ما محسوب مي گردند. اگر بيننده خواب ببيند که دندانش کف دست يا روي زمين افتاده دو حالت دارد: اگر دندان با خاک کثيف و آلوده نشد و مفقود نگرديده باشد يکي از خويشانش بيمار مي شود يا آسيبي به او وارد مي آيد ولي اگر در خاک آلوده و يا مفقود شده او مي ميرد. با توجه به اين که آن دندان کدام است. گفتم که دندان هاي کرسي همسر و پدر و مادر هستند و دندان هاي پيشين فرزندان و خواهران و برادران. اگر بيننده خواب ببيند که دندانش را کرم خورده و درد مي کند گرفتار دشمني شود. اگر فقط درد دندان داشت گرفتار قرض و بدهي مي شود و وامدار مي گردد. اگر بيننده خواب ببيند که دندان هايش سفيد و براق است زندگي خانوادگي رونق و جلا مي يابد و حادثه اي خوب براي او و خانواده اش اتفاق مي افتد. اگر ببيند که دندانهايش کثيف و زشت است غمي به آن ها مي رسد که جنبه خانوادگي دارد. اگر بيننده خواب ببيند که همه دندان هايش کثيف است يا حداقل عادي است يا يکي از دندان ها زياد سفيد و براق شده شخصي که دندان به او انتصاب مي يابد شاخص مي شود و ممتاز مي گردد و اگر دندان کرسي شما درد مي کرد و متورم و آماسيده شده بود با همسرتان اختلاف پيدا مي کنيد و اگر آن را کشيديد و به دست خود يا پزشک بيرون آورديد از همسرتان جدا مي شويد. براي زن نيز همين تعبير هست يعني اگر دندان کرسي خود را بکشد از شوهرش جدا مي شود.
 
 
مرده
 
 
مرده دوست و مهمان است و يدنش علتي براي ترس و وحشت در خواب نيست . اگر در خواب مرده اي را ببينيد دوستي را ملاقات مي کنيد يا مهماني براي شما مي رسد. اگر مرده را در لباس خوب و چهره بشاش ببينيد هم براي بيننده خواب خوب است و هم نشان آن است که روح مرده در آرامش به سر مي برد. اگر مرده در لباس ژنده و پاره و چهره اش عبوس و گرفته باشد خواب ما مي گويد غم و ناراحتي برايمان پيش خواهد آمد و گرفتار سختي و تنگي مي شويم. اگر مرده در اين حالت چيزي به شما بدهد خوب است ولي اگر چيزي از شما بگيرد و ببرد خوب نيست. اگر مرده شما را دعوت کند و شما همراه او برويد خوب نيست. وقتي که يک زنده را مرده ببينيم و آن زنده آشنا باشد نشان طول عمر و سلامت او است. اگر در خواب ببينيد کسي که مرده آمد و کنار شما نشست خوب است ولي اگر مرده شما را دعوت کرد و نزد خود نشاند خوب نيست و اگر دست بر گردن شما افکند بدتر است. اگر کسي در خواب ببيند لباس خود را به مرده مي دهد خوب نيست و نشان آن است که سلامتش به خطر مي افتد و زيان مي بينيد و به آبرويش لطمه وارد مي آيد. اگر بر عکس ببينيد از مرده لباس مي گيريد خوب است چرا که حرمت و عزت و احترام و آبرو به دست مي آوريد.
 
موش
 
 
همان طور که قبلا نيز نوشتم موش دزد است و يک دزد خانگي است و معبران آن را به زني دزد و خائن و زيانکار و غير قابل اعتماد تشبيه کرده اند. ابن سيرين نوشته موش زني به ظاهر مستوره اما در باطن مفسده. اگر بيننده خواب موشي ببيند با چنين زني سر و کار پيدا مي کند و اگر اين موش در خانه خودش باشد نوشته اند زني با اين پليديها در خانه اش هست يا حضور پيدا خواهد کرد. اگر سوراخ موشي ببينيد مالي از شما برده مي شود که مي دانيد چه کسي برده ولي نمي توانيد ثابت کنيد که او ربوده و سارق مال شما يک زن خائن است. اگر موش در اتاق شما باشد زني دزد اهل خانه شماست که نبايد به او اعتماد داشته باشيد. اگر در خواب موشي از پاچه شلوار شما افتاد و گريخت و رفت زني فاسد و فاجر را از خود مي رانيد و دور مي کنيد.
 
 
برف
 
 
برف در خواب غم و اندوه است. روزهايي که برف مي بارد هوا گرفته ابر و مه غليظ آسمان را پوشانده آمد و رفت و معاشرت کم مي شود و بيشتر مردم اگر سر کار نباشند وقت خود را در خانه و در کنار آتش مي گذرانند. در اين حالت انسان غمگين مي شود. همين حالت در خواب هست با اين تفاوت که غمگين هست و آنگاه خواب برف مي بيند زمينه غم در روح و ضمير او وجود دارد و با اين زمينه چون مي خوابد برف در خواب مي بيند. عموم معبران برف را غم و اندوه و کسالت تعبير کرده اند و فقط اين مي ماند که برف را چگونه و کجا ببينيم. اگر در خواب ببينيد جايي برف مي بارد که آنجا را نمي شناسيد ابن سيرين نوشته براي صاحب آن جا و مکان غمي مي رسد ولي اين خواب گوياي بيم از غم و اندوهي است که نمي دانيد عامل آن چيست. اما هست و در روزهاي آينده نيز با شما همراه خواهد بود. اگر ببيند که در تابستان برف جمع مي کند بيان کننده يک غنيمت است و غنيمت چيزي است که رايگان و بي زحمت به دست شما برسد. اين خواب به بيننده مي گويد که سودي از جايي نصيب او مي شود که انتظارش را ندارد و اگر در زمستان ديديد که برف پارو مي کند و برف را دور مي ريزد کسالت و غم و اندوه را از خود مي زدايد. بيرون بردن برف از خانه نيز دور کردن غم خانوادگي است. از کرماني نقل است که برف در سردسير خير و برکت است و در گرمسير غم و اندوه.
 
 
سگ
 
 
سگ اگر آشنا باشد حمايتگر و دوست است و چنان چه نا آشنا و بيگانه باشد خطرناک و مزاحم. در خواب نيز عينا همين حالت پيش مي آيد.چنانچه در روياي خود سگي ديديد که مطيع و رام است و به دنبالتان مي آيد و سخن و اشارات شما را مي فهمد امنيت داريد و خواب شما خبر مي دهد که آسيب نمي بينيد و دوستي از شما حمايت مي کند و اگر دوست نزديکي داريد مي توانيد به او اعتماد کلي داشته باشيد زيرا سگ آشنا و مطيع و آرام دوست تعبير مي شود. چنان چه در خواب سگي ببينيد که بيگانه است و او را نديده ايد و نمي شناسيد بايد نگران اطرافيان خويش باشيد چرا که احتمالا نسبت به شما حسن نيت ندارند. اگر سگ بيگانه بود و به شما حمله کرد خواب شما مي گويد دشمني پست و دون و آزار رساننده در کمين شما است که لازم است از او حريم بگريزيدو دور بمانيد. صداي سگ بدگوئي و سياست و فحش و ناسزا است و چنان چه در خواب صداي سگي را بشنويد ولي سگ را نبينيد نشان آن است که از شما بد مي گويند، غيبت مي کنند و توطئه ترتيب مي دهند. سگ اگر آشنا و رام باشد و بانگ و صدا راه بيندازد فحش و ناسزا است و خواب شما مي گويد با يک نفر برخوردي نا مطلوب خواهيد داشت که او نسبت به شما سخنان زشت مي گويد و دشنام مي دهد. ابن سيرين نوشته سگ ماده زني دون همت و پست است ولي تشخيص نر و مادگي سگ در خواب امکان ندارد مگر اين که ذهن ما آن را گواهي دهد يا سگ، توله همراه داشته باشد. به هر حال اگر سگي ماده در خواب به شما حمله کرد بايد خود را از خطر زني فرومايه حفظ کنيد که او زني است آزار رساننده و خطرناک. حمله سگ در خواب ميمون نيست ولي بيشتر اهميت آن منوط است به مهابت سگ. سگ اگر بزرگ و درنده و موحش باشد دشمني است قوي پنجه و بسيار خطرناک ولي اگر سگ ضعيف و کوچک باشد دشمني است ناتوان که قادر نيست آزار برساند مثل سگ هاي زينتي و کوچک که عده اي در خانه ها نگه مي دارند. ديدن اين نوع سگ در خواب خطري را خبر نمي دهد. اگر در خواب ببينيد سگي را به ريسمان و زنجير بسته ايد و همراه مي بريد با کسي دوستي و موانست مي کنيد که در شان شما نيست. به ريسمان بستن و قلاده انداختن سگ نشان چيرگي بر دشمن نيست بل که تحصيل الفت است با شخصي دون و فرومايه و کثيف و چنان چه آن سگ ماده باشد خواب شما مي گويد زني پليد در مسير شما قرار مي گيرد که بر او رغبت پيدا مي کنيد. اگر در خواب ببينيد که به سگ غذا مي دهيد از غم و غصه فراغت حاصل مي کنيد و اگر سگ طعمه اي را از دست شما قاپيد و ربود و خورد زيان مالي متوجه شما مي شود و روي کيد و فريب مالي را از شما مي ربايد و چنان چه آن سگ ماده باشد زني شما را گول مي زند و پولي را از چنگتان به در مي برد. اگر در خواب ببينيد که سگي در خانه خود داريد ( به شرطي که در بيداري سگ نداشته باشيد) کسي در خانه شما هست که صداقت ندارد و باز هم اگر آن سگ ماده باشد و بدانيد که سگ ماده را نگهداري مي کنيد زني از نزديکانتان به شما راست نمي گويد و همين زن اگر مهلت و فرصت بيابد خيانت هم مي کند. اگر در خواب ببينيد که سگي از شما ترسيد و گريخت کسي را که دوست نداريد از خويشتن مي رانيد ولي ممکن است آن شخص هر کس هست شما را دوست داشته باشد زيرا وفاداري سگ مشهور است. اگر سگي را در خواب از خود رانديد و آن سگ به ضعف و زبوني نزد شما بازگشت نيکو است چون خواب شما مي گويد در امري اشتباه مي کنيد ولي سود شما در آن است که خلاف ميل خود رفتار کنيد. در اين حالت ضعفي که سگ در خواب شما نشان مي دهد مبشر پيروزي است در بيداري. اگر ديديد سگ هاي زيادي گرد شما را گرفته اند در جمعي وارد مي شويد که بين آن ها بيگانه هستيد. آن ها شما را نمي پزيرند و با بد بيني به شما نگاه مي کنند شما هم از ايشان بيمناک هستيد و اعتماد نداريد. به هر حال روابط مطلوبي نخواهيد داشت. اما اگر در چنين حالتي سگ ها به شما حمله کنند به هيچ وجه خوب نيست. سگ شکاري دوستي است پست که خدمت مي کند و دنائت خود را نمي تواند پنهان نگه دارد و از بين ببرد. اگر در خواب ببينيد که سگي براي شما چيزي به دهان گرفت و آورد خوب است چون سودي عايدتان مي شود. معبران غربي در مورد سگ تعابير ديگري دارند که کلا با تعابير معبران اسلامي و شرقي متفاوتند. اين تفاوت از آن جا ناشي مي شود که برداشت، نسبت به سگ با روابطي که آن ها با سگ دارند، فرق مي کند. اين را در مقدمه نيز نوشتم که برداشت ما نسبت به اشخاص و حيوانات و اشيا در تعابير اثر مي گذارد. غربي ها سگ را بهترين دوست انسان مي دانند لذا در خواب نامه هاي غربي سگ دوست صميمي و حامي قدرتمند و وفادار معرفي شده در حالتي که ما سگ را از حيوانات نجس و پليد و آلوده مي دانيم . آن ها دهان سگ را مي بوسند در حالي که ما دهان سگ را کثيف مي شناسيم و چنان چه سگ به ظرفي دهان بزند هفت بار آن را با خاک م
 
 
 
حامله
 
 
ديدن زن حامله در خواب رو به روئي با گناه و بار غم است. اگر در خواب ببينيد که همسرتان حامله شده است تکليفي شاق و سنگين بر شما محول مي گردد که انجامش دشوار و قبولش نامطلوب است که دوست نداريد آن کار را انجام بدهيد و اگر هم به اجبار و تکليف بخواهيد بسيار سخت و توان فرساست. اگر احيانا در خواب احساس کنيد که خودتان حامله شده ايد غمي براي شما مي رسد که به اندازه حمل جنين طول مي کشد البته اين تعبير براي زنان است. اگر در کوچه ببينيد که زن حامله اي مي گذرد خبر ناخوشايندي به شما مي رسد.
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 شهریور1389ساعت 9:25 بعد از ظهر  توسط مهنوش  | 

در روز بارانی چتر الگوی فداکاری است. پس چتری باش برای کسی که دوستش داری در روز بارانی.

وقتی که خدا هست هیچ دلیلی برای نا امیدی نیست .

بهار قشنگ است ولی باید یادم باشد که پاییز و زمستان هم هستند .

برای دادن گل به دیگران منتظر مراسم تدفینشان نباشیم .

اگر به افراد شاد نزدیک شوید شاد بودن را یاد می گیرید .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 شهریور1389ساعت 2:12 بعد از ظهر  توسط مهنوش  | 

برای پخت و پز در منزل به جای ارد سفید از ارد سبوس دار استفاده کنید .

بهترین روغن برای سرخ کردن مواد غذایی روغن افتابگردان است .

سعی کنید با فعالیت های فیزیکی به وزن ایده ال خود برسید تا با رژیم .

موز به ایجاد ارامش در بدن و کاهش فشار خون کمک می کند .

نارنگی برای کسانی که می خواهند وزن خود را کاهش دهند مفید است .

نوزادانی که زودتر از موعد به دنیا می ایند در دو سالگی به وزن کودکان همسن خود میرسند .

پکتین موجود در سیب میزان میکروب های مفید در دستگاه گوارش را افزایش میدهد .

سس های مختلف و اجیل و تنقلات وچیپس و حتی پنیر می تواند باعث بروز جوش شوند .

همیشه از غذاهایی استفاده کنید که ماده تشکیل دهنده انها سبزی یا میوه باشد .

کمتر ترکیبی یافت می شود که بتواند مانند اب این همه اثر مثبت روی پوست بگذارد .

مصرف بیش از حد شیرینی جات روند پیری پوست را تشدید می کند .

اصلی ترین علت بروز سرطان ریه تماس با دود سیگار است .

انجیر خشک بهترین ماده انرژی زا برای ورزشکاران است .

برای رفع چاقی به جای نان گندم از نان جو استفاده کنید .

ماسک خیار برای لطافت پوست بسیار مفید است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 شهریور1389ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط مهنوش  | 

جن

شايد به جرات بتوان بحث در وادي موجودات ماوراءالطبيعه را به قدمت تاريخ بشري دانست،چه در ميان عوام وچه در ميان روشنفكران،دانش پژوهان و محققين هر عصر.از اين رو بعد از گذشت قرن ها اين بحث هنوز هم به همان تازگي دنبال شده و چنانچه وقتي نوشته ای،گفتگويي،داستاني ويا حتي فيلمي در مورد آنها تهيه مي شود از استقبال عموم برخوردار مي گردد،چرا كه بشر هميشه تشنه برداشتن حجاب از مستورهاي پيرامون خويش است،تا بتواند حس غريزي كنجكاوي خود را نسبت به اين موجودات به طريقي تسكين بخشد.شايد يك وجه اشتراك را بتوان در ميان عوام و روشنفكران و دانشمندان يافت وآن شك و ترديد نسبت به واقعيت وجودي آنان است؛چراكه حتي سير تكاملي علم در قاره اروپا و آمريكا هم نتوانسته آن را از محالات بداند و علي رغم همه پيشرفت هاي علوم بشري هيچ راه حل علمي براي پي بردن به چگونگي اين موجودات عنوان نشده و همه چيز مانند ازل در شك و ترديد است؛اما در جهان بيني اسلامي همه چيز زيبا و بجا آفريده شده است،حتي موجود ماوراء الطبيعه اي با نام «جن»،موجودي كه حتي برخي از مسلمانان،روشنفكران و دانش پژوهان در زمينه ديني يا به ديده شك و ترديد در آن نگريسته،ويا سكوت كرده اند

 

 

جن چيست؟
۱- جن جانوريست داراي شعور و فیزیکي غير ارگانيک که از لحاظ شان وجودي از ديد اديان پايينتر از انسان و بالاتر از حيوان جاي مي گيرد در فرهنگ فارسي به آن ديو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتين demon ياjinn نام گرفته است. جن به معناي چيزي است که پوشيده شده و منظور پوشيده ماندن او از حواس ماست.
۲- خصوصيات فيزيکي جن از ديد انسان اعجاب آور است عنصر اصلی وجودي جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک در وجودش مانند بارباپاپا مي تواند به هر شکل و اندازه اي تبديل شود و بسياری از چيزها را در يک آن جا به جا کند همچنين سرعت نقل مکان بسيار بالايي دارد مي تواند مثلا ظرف 5 دقيقه فاصله بین لاهور و تهران را طي کرده و برگرد.
3- جن ابزار ساز نيست وبه علت خصوصيات فيزيکي منحصر بفرد قادر است در هر مکان و شرايطي زندگي کند وبراي همين به خانه و مسکن نيازي ندارد زيرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نيست جن به وسايل حمل و نقل بي نياز است و از اينجا مي توان فهميد که جن ها داراي صنعت و تکنولوژي نيستند و شهر و کاشانه اي ندارند مکان معمول زندگي آنها کوه وجنگل و دشت است.
۴- جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کنداما به مقداري بسيار کمتر از انسان.
۵-جن ها مثل انسان جنسيت ونر يا ماده دارندتوليد مثل مي کنند و تشکيل خانواده مي دهند و به صورت جماعت زندگي مي کنند و جامعه ندارند
۶- جن نسبت به انسان زياد عمر مي کند حدود 1000 سال به بالا .جن هايي که در سوره ي جن از آنها نام برده شده که وقتي اولين بار آيات قرآن را شنيدند از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب مي شدند احتمالا هنوز زنده اند جن ها مانند انسان داناونادان .فرمانده و فرمانبردار ارباب و بنده کافر و متدين شفيق و شرور دارند.وقتي که مردند از بين میروند و نيازي به قبر و گورستان ندارند.
۷- جن داراي عقل است اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفي و خلاقيت هنري .عقل جن به معناي قوه ي ارزيابي امور روزمره يا همان عقل معاش و قوه تشخيص است به اضافه هوشي سرشار اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و يافتن گذشته و آينده.
۸- جن ها مانند انسان نامگذاري مي شوند و داراي اسم و رسم و شهرت هستند داراي زبان خاص و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدميان
۹- معروف ترين جن ابليس يا همان شيطان نام دارد که وصف حال او را شنيده ايد که چون بسيار در قرب به حق کوشيد به جايگاه فرشته هاي مقرب رسيد اما چون حاضر به سجده بر انسان نشد از درگاه رانده شد.
۱۰- طبيعت بين جن و انسان فاصله گذارده است اين پرده عبارت است از شان وجودي آنها و هراس طبيعي هر دو از هم .جن طبيعتا انسان را مي بيند اما انسان جز در شرايط خاص قادر به رويت جن نيست.
۱۱- جن در شرايطي قادر به تسخير انسان و انسان در شرايطي قادر به تسخير جن است انسان مسخر شده را مجنون يا ديوانه يا ديو زده و جن تسخير شده را موکل مي نامند گويند خود جنيان بر سه قسمند ديو.جن وپري که از لحاظ مکانی مادون فرشته هستند.
۱۲- جن مي تواند در مواردي تربيت شده به انسان خدمت کند چنين سنتي در ميان جنگيران ايران و پاکستان وهند وجود دارد اما به طور کل نه بودا نه دالاي لاما نه اوليا الله و نه عرفا و نه پيامبران هيچکدام به مدد خواستن از موجوداتي که مثل انسان خطا و اشتباه و گناه مي کنند توصيه نکرده اند اما همگی وجود آنها را تاييد کرده اند .
۱۳- جنيان مانند امواج راديويي و ماهواره اي با ما هستند ظاهر نمي شوند اما حاضرمی شوند و بعضی از انها درخانه ها و بدن شخصيت هاي ضعيف رفت و آمد مي کنند يکی از راه های دور کردن جنهاي مزاحم خواندن و آويختن 4 آيه از قران است که با قل شروع مي شوند و بسياری ادعيه که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچيست!؟!.
۱۴- جن ها بعضی از ما را به شکل همزاد و غير همزاد دوست دارند و کمکمان مي کنند همينطور جواهرات و اشياي قيمتي ما ازجمله انگشترهايي با نگين سنگ (مخصوصا عقيق)را بسيار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آيات و اوراد حک شده باشند) اگر دوستمان داشته باشندو سخني باماداشته باشند بيشتربه خوابمان مي ايند و دلسوزی خود را اعلام مي کنند خيلي ازآنها خدمتگذار ارواح اوليا هستند و دست ماراگرفته اندو خيلي ها هم به کرداراکثرآدميان اهل شيطنت.بيشتر آنها بي ضررند و مثل ما گرفتار اين دنيا و درگير و دار تقدير خويشند.
۱۵- اما آنان که ماوراي طبيعت و موجوداتش را باور ندارند چند دسته اند :کساني که انچه که نمي بینند را باور ندارند اينها معمولا فقط آنتي تزقصه هاي جن وپري مادربزرگ ها هستند که حتي زحمت دانستن کوچک ترين اطلاعاتي جز نقد داستان گرمابه های تاريک وکوتوله هاي پاسمي و عروسي جن ها رابه خودشان نداده اند اين تيپ آدمها از 7 سالگي که مادر بزرگه داستان هاي جن وپري را براي ترساندن و خواب کردنشان تعريف مي کرده هنوز زير لحاف هستند.و يا اينکه هارد ديسک کوچکشان از مسئله پر شده و ديگر تاب و ياراي درک و پذيرش راز را ندارندمثل من چهارتا کتاب خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا ديده اند.و گروهي که پوچ يا ابسورد هستند کساني که خويش را منکرند چه رسد به ماوراي خويش و گروه آخر کساني که جنها دستشان مي اندازند و در مجالس احضار ارواح در نقش يک روح برايشان شيرين کاري می کنند تا فردا در مدح روح کتاب چاپ کنند و جايزه بگيرند!
جن براي انسان از انسان خطرناک تر نيست همانطور که انسان براي کوسه از کوسه خطرناک تر است!(در تاريخ بشر حتي يک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالي که فقط در دوره حکومت استالين 35 ميليون روس به قتل رسيدند آمار کشتار جنگ هاي مذهبي صليبي و جنگ هاي جهاني و قومي و قبيله اي پيش کش) در حقيقت هيچ چيز هراس ناک تر و هوس ناک تر انسان نيست که به قول توماس هابز انسان گرگ انسان است.
۱۶- در کل و بدون در نظر گرفتن موارد خاص انها به ما کاری ندارند ماهم به آنها کاری نداريم ازدود و دم و سر و صداهای شهر و بوی فاضلاب و توالت فراريند مثل ما کارما و مکافات دارند و دست آخر اينکه به عقيده من با تمام اين اوصاف تفاوت اساسی با ما ندارند زيرا که : آنها هم رنج می کشند

 

از آنجا كه هر موجودی برای ادامه حيات خود احتياج به تغذيه و خوراك دارد جنيان نيز به طور قطع از چيزهايی تغذيه می كنند. چنان كه «ابن بابويه» نقل كرده است: «گروهی از طايفه جن خدمت پيامبر اكرم (ص) شرفياب شدند و عرض كردند:
ای رسول خدا چيزی برای خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا كرد.» (وسايل الشيعه، جلد۱، ص ۲۵۲)
و نيز امام صادق (ع) می فرمايد:
«استخوان و ضايعات غذای جنيان است». (وسايل الشيعه)

 

 

 جن از دیدگاه مذاهب

شکلی خیالی از مهر یا نگین سلیمان که در داستان‌ها به وی نیرویی برای تسلط بر جنیان می‌بخشید.

اسلام

پاره‌ای از باورهای مسلمانان پیرامون جن از قرآن سرچشمه می‌گیرد. در قرآن جن موجودی توصیف شده که «از آتش (نار) آفریده» شده است. جن دارای دو جنس نر و ماده و دارای علم و ادراک معرفی شده‌است. همچنین به آنان ویژگی‌های اخلاقی داده شده و مواردی از تماس آن‌ها با انسان را متصور شده‌است. به روایت قرآن جن «از پیش از آفرینش انسان» بر روی زمین می‌زیسته‌است. در کل جن بیست و دو مرتبه در قرآن تکرار شده و دارای سوره‌ای به همین نام است. هم چنین بنا بر گفته قرآن شیطان رجیم یا همان ابلیس از جنس جن است. در سوره نمل (مورچه) در کتاب قرآن در آیه ۱۷ به این مورد اشاره شده‌است که سلیمان نبی بر سپاهیانی از جن تسلط و آنها را در خدمت خود داشته است. نیز در آیه ۳۹ از سوره نمل به توانایی خارق العادهٔ این موجودات اشاره می‌شود.

آنگونه که در بخشی از کتاب «در محضر استاد» که به پرسش و پاسخ‌هایی با آقای علامه طباطبایی(شیعه)می‌پردازد، به نقل از او، عمر این موجودات بسیار بیشتر از عمر انسان‌ها بوده و جمعیتشان نیز از جمعیت انسان‌ها بیشتر است. در همین کتاب اشاره شده است که سپاهی از جن‌ها به رهبری زعفر در واقعه کربلا به کمک امام حسین آمد ولی امام کمک او را نپذیرفت . او نوشته است: یکی از جنگ‌های امام علی علیه السّلام با جن (نصیبین) بود. همچنین در تفسیر المیزان درباره پناهنده شدن مردم به جن، نوشته: «مراد از پناه بردن انس به جن بطوری که گفته‌اند این است که در عرب رسم بوده وقتی در مسافرت در شب، به بیابانی برمی‌خوردند از شر جانوران و سفیهان جنی به عزیز آن بیابان که سرپرست جنیان است پناه می‌بردند و می‌گفتند: من پناه می برم به عزیز این وادی،از شر سفهاء قومش» به گفته علامه طباطبایی: « تقسیم آیه مبارکه بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ در مربعات به حروف ابجد، برای رفع جنیان و افراد مبتلا به جن مفید است».

ابن خرم در کتاب الفصل می‌نویسد: «طایفه جن امتی هستند دارای عقل، فکر و قدرت تمیز که به ایشان از طرف خدا وعده و وعید نازل شده و آنها نیز پذیرفته‌اند. آمیزش می‌کنند اولادی از آن‌ها بوجود می‌آید و مرگ نیز آنها را در بر می‌گیرد و چون جسمشان زود فنا می‌شود احتیاج به قبرستان ندارند و تمامی مسلمانان نیز بر این امر توافق و اجماع دارند جنیان دارای اجسام لطیف، شفاف و هوائی هستند یعنی زندگی در هوا و زمین برای آنها امکان دارد زیرا عنصر آنها از آتش است. همچنان‌که عنصر انسانها از خاک است»

صدر المتالهین شیرازی معروف به ملاصدرا می‌نویسد: «جن را وجودی در این جهان حس و وجودی در جهان غیب و تمثیل (عالم مثال) است، اما وجودشان در این جهان هیچ جسمی که آن را نوعی از لطافت و اعتدال باشد نیست، جز آن که روحی در خور آن و نفسی که از مبدا فعال بر آن اضافه شده است می‌باشد آنان بدنهای لطیفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذیرای جدائی و گرد آمدن است، چون جدا گشت، قوامش نازک و حجمش لطیف گشته و از دیگرن پنهان می‌گردد»

در آیه ۱۳۰ سوره انعام، آمده: «یا معشر الجن و الانس الم یاتکم رسل منکم» یعنی: «ای گروه جن و انس! آیا پیامبرانی از بین شما برای شما نیامدند؟» که ظاهرا و بنا به نظر بسیاری از معتقدان به دین اسلام، آیه مذکور نشان دهنده این است که جن‌ها پیامبرانی از جنس خودشان هم داشته‌اند.

 

 

 

 

 

 

اعضاى هشت نفره يك خانواده قزوينى ادعا مى كنند كه از ۱۱ماه پيش يك بچه جن با آنان در ارتباط است!!
اعضاى هشت نفره يك خانواده قزوينى ادعا مى كنند كه از ۱۱ماه پيش يك بچه جن با آنان در ارتباط است ومى توانند به وسيله او از آنچه در آينده روى مى دهد مطلع شوند. فرزندان اين خانواده پس از دوستى و آشنايى با اين بچه جن دچار مشكلات شديد روحى و روانى شده اند.
� نخستين بار چه گذشت :
خانه در محله اى قديمى واقع شده است. پدر خانواده با نگرانى در مورد آنچه كه روى داده مى گويد: ۱۱ماه پيش بود. پسر كوچكم كه ۱۵ساله است دچار حالت تشنج گونه شديدى شده و در ناحيه گردن تمام رگهايش متورم شده و عضلات دستها و صورتش به شدت منقبض شده بود. او با صداى وحشتناكى با تمام ما درگير شده بود.
وى گفت: از اينكه پسرم دچار جنون آنى شده ترسيده بودم ونمى دانستم چه كار كنم، هيجان او به اندازه اى بود كه همه به او خيره شده بوديم تا اينكه او جلوى آينه رفت و در آن شروع به حرف زدن كرد.
وى گفت: بعد از آن كم كم آرام شد و بعد با اشاره به ما گفت: اين دختر دوست من است. ما هيچ كس را نمى ديديم ولى او در آينه شروع به صحبت كردن با او كه روز بعد وقتى سرسفره براى خوردن ناهار نشسته بوديم همسرم خواست پارچ آب را وسط سفره بگذارد، پسرم در يك لحظه پارچ را برداشته و به ديوار كوبيد و گفت: مامان! حواست كجاست؟ چرا پارچ را روى سر دوست من مى گذارى؟ خيلى از اين وضعيت احساس خطر كردم براى همين بود كه همان روز پسرم را به نزد يك متخصص روانپزشكى بردم و مشكل را با آنان در ميان گذاشتم ولى دكتر قرص آرامبخش براى او نوشت كه هيچ تاثيرى روى او نداشت و تنها براى مدتى او را آرام مى كرد.

*دومين جن زده
وى گفت: وضعيت پسرم همه اعضاى خانواده را پريشان كرده بود. همه نگران وضعيت او بوديم و مى ترسيديم كه مبادا بلايى سر او بيايد. در اين ميان دخترم كه تازه نامزد كرده بود بيشتر از بقيه احساس نگرانى مى كرد. بعد از چندروز متوجه شدم دخترم كه پرشور، اجتماعى و سرو زبان دار بود، ساعتها گوشه اى مى نشيند و به حالت افسردگى مبتلا شده است.
دخترم ديگر از خانه بيرون نمى رفت و در گوشه اى مى نشست. ساعتها گريه مى كرد. فكر مى كردم به خاطر وضعيت برادرش به اين روز افتاده است، ولى بعد از چندروز حالت عجيبى از او سر زد او ناخن هايش را به شدت مى جويد و در زمانى كه در اتاق تنها بود با خودش حرف مى زد. نامزد دخترم از وضعيتى كه پيش آمده بود گلايه مى كرد و رفتارهاى دخترم با او باعث شد كه او ناراحت شود و سرانجام به توصيه من رفت و آمدش را به خانه ما كم كرد.
اين پدر ادامه داد: دخترم در حرفهايش جسته و گريخته از دخترى حرف مى زد كه ما قادر به ديدن او نبوديم. او كم كم ديگر جلوى ما با موجودى حرف مى زد كه به چشم ما نمى آمد. هر روز شانه اى به دست مى گرفت و درهوا طورى تكان مى داد كه انگار دارد موهاى كسى را شانه مى كند.
وى ادامه داد: چند روزى گذشت يك روز تشنج شديدى به او دست داد و در يك لحظه به طرف من حمله كرد. از اين رفتار دخترم تعجب كردم. او با ناراحتى به من گفت: بابا! تو مقصر تمام بدبختى هائى هستى كه براى دوست من به وجود آمده است. سعى كردم او را آرام كنم. از او علت را پرسيدم و او گفت: تو دست هاى دوست مرا سوزانده اى.

*سومين جن زده
پدر مى گويد: پسر ديگرم هم بعد از مدت كوتاهى مثل آن دو شد. او هم از دوستى حرف مى زد كه ما او را نمى ديديم. مى دانستيم كه اين پسرمان هم مثل آن دوتاى ديگر جن زده شده است.

*پيشگويى
مادر خانواده در حالى كه ناراحت است مى گويد: در شرايطى بوديم كه نمى دانستيم چه كنيم. شوهرم و من به هر درى مى زديم به نتيجه نمى رسيديم. يك روز دخترم را شروع به نصيحت كردم و به او گفتم: دخترم تو چرا پدرت را آدمى سنگدل مى دانى كه دوست تو را سوزانده است. او آدم مهربانى است. دخترم گفت: مى دانى كه بابا قبلاً قصد ازدواج با شخص ديگرى را داشته است و اصلاً به تو هيچ علاقه اى ندارد. بعد هم گفت: زياد نگران دايى نباش. دايى دچار ناراحتى كليه است و تا ۱۰ ماه ديگر مى ميرد. ۱۰ ماه بعد برادرم در بيمارستان جان سپرد. ديگر متوجه خطر جدى در نزديك خودمان شده بوديم. هركس آدرسى از پزشك، دعانويس و امامزاده مى داد بچه ها را به آنجا مى برديم. حتى گفتند زنى در شمال كشور امكان تسخير اجنه را دارد و ما بچه ها را به آنجا برديم. خانه آن زن در روستايى دورافتاده بود. پيرزن بچه هايم را داخل اتاقى برد. صداى ضجه بچه هايم را مى شنيدم، ديوانه شده بودم نمى توانستم تحمل كنم. شوهرم هم وضعيت بدترى از من داشت پيرزن با سرسختى به ما اجازه واردشدن به اتاق را نمى داد.
وى گفت: پنج روز آنجا بوديم. بچه هايم آرامتر شده بودند. پيرزن به من گفت: مقصر اصلى تمام اين ماجراها شوهر تو است. ولى نه من و نه شوهرم واقعاً علت را نمى دانستيم. چند روز بعد از بازگشتن به قزوين دوباره سردردها، تشنج ها، حرف زدن ها، شانه زدن موهاى دخترك جن و واگويه ها وپيشگويى ها شروع شد. هر روز وقتى سر سفره ناهار يا شام مى نشستيم مى دانستيم كه دخترم قاشق قاشق به دوستش غذا مى دهد. او قاشق را پر مى كرد در هوا مى چرخاند و به سوى كسى كه كنارش نشسته بود مى گرفت و غذاى درون قاشق در يك لحظه ناپديد مى شد، بى آنكه ببينيم كسى قاشق را به دهان مى برد.
پسر كوچك خانواده كه ۱۵ ساله است مى گويد: دوستم دخترى است كوچك. او مثل ما لباس مى پوشد ولى دست هاى او سوخته است. دوستم هميشه گريه مى كند و از پدرم ناراحت است.

*چرا؟
پسرك مى گويد: خب معلوم است پدرم دست هاى او را سوزانده است. پدر من، پدر ومادر او را هم سوزانده و كشته است. پسرك بغض مى كند و مى گويد: او در كنار من مى نشيند و من با اوحرف مى زنم و او اطلاعات زيادى را به من مى دهد.

*چهارمين جن زده
خاله بچه ها كه از شنيدن وضعيت بچه هاى خواهرش نگران شده است راهى قزوين مى شود تا جوياى حال آنان شود ولى اين زن بعد از چند روز اقامت در اين خانه وقتى به خانه اش باز مى گردد، دچار همين حالات مى شود بر اثر پيش آمدن اين حالات، همه از او فاصله مى گيرند و مشكلات زيادى براى او و خانواده اش پيش مى آيد.

*كودكان جن زده محله
چند كودك و نوجوان كه به نوعى از دوستان فرزندان اين خانواده قزوينى هستند بعد از مدتى دچار حالات مشابهى مى شوند. وضعيت همسايگان محله به هم ريخته است. يكى از اين خانواده ها كه ادعا مى كند فرزندش جن زده شده يك كوچه بالاتر و ديگرى چند كوچه آن سوتر ساكن است.

*بچه جن
تمام اين كودكان در مورد دوست كوچك خود مى گويند: او دخترى كوچك است. كاملاً شبيه انسان است. دست هايش سوخته است. لباس تميز ومرتبى بر تن دارد. او هميشه در حال گريه وزارى است. موهايش بلند است و مثل همه انسانها حرف مى زند. پدر خانواده در مورد حالاتى كه در تمام فرزندانش مشاهده كرده است مى گويد: وقتى در لحظاتى بچه هايم ادعا مى كنند كه دوست جن شان را مى بينند دست هايشان مثل او از هم به دو طرف باز مى شود. عضلاتشان كشيده شده، چشمان شان كاملاً سرخ و پرخون و رگ هاى گردنشان متورم و چهره شان دگرگون مى شود.

*ادامه پيشگويى ها
بچه ها گاه و بى گاه از ...، نبودن همسايه، آمدن ميهمان، كتك و دعوا در محل كار خبر مى دهند. در حالى كه اين پيشگويى ها تاكنون كاملاً درست بوده است. مادر بچه ها با گريه مى گويد: نمى دانم چرا بچه هايم اينطورى شده اند. از اين وضعيت ناراحت هستيم. آنها بعد از تشنج با تزريق سرم و دارو آرام شده و به حالت عادى باز مى گردند.
� متخصصان چه مى گويند؟
يك كارشناس ارشد روانشناسى با اشاره به مشكلات روحى و روانى اين افراد مى گويد: جن قابل لمس يا ديدن نيست. در احاديث و روايت اسلامى نيز به آن اشاره شده ولى به صورتى كه اين خانواده وبچه ها ادعا مى كنند نيست به احتمال قوى همه اين افراد دچار ناراحتى روحى-روانى كه زاده تخيل و تلقين است شده اند.
 
ایرانیان

در باور برخی افراد، جن‌ها تنها در شب، تاریکی، تنهایی و در محل‌هایی مانند گرمابه، آب انبار، پستو و ویرانه و بیابان وجود دارند. در باور عامه، جن به شکل انسان است با این تفاوت که پاهایش مانند بز، سم دارد. مژههای دراز او نیز با مژهٔ انسان متفاوت است و رنگ موی او بور است. همزمان با زاده شدن هر نوازد انسان، بین اجنه نیز نوزادی به دنیا می‌آید که شبیه نوزاد انسان است اما سیاه و لاغر و زشت . این موجود را همزاد آن طفل می‌خوانند.

بنابر باور برخی، نه تنها باید پیش از ریختن آب جوش روی زمین «بسم الله» گفت، بلکه حتی پیش از ریختن آب سرد، پرت کردن چیزی و هر کاری که می‌تواند به یک موجود فرضی در محل آسیب برساند یا برای او اهانت آمیز باشد (مانند انداختن آب دهان و ...) نیز باید «بسم الله» گفت. و ذکر این عبارت برای دور کردن جن‌ها از محل و ایمن ماندن از آسیب احتمالی آن‌ها موثر است. البته عده‌ای نیز متعقدند که ذکر «بسم الله» به تنهایی چاره ساز نیست و حتی نوعی دعوت از آنان محسوب می‌شود و حتما باید عبارت را کامل و به صورت «بسم الله الرحمن الرحیم» به کار برد .

در تهران قدیم عده‌ای از ساکنان را عقیده بر این بود که گاه و بی‌گاه در مواقع معین در حمام‌ها جن‌ها رفت و آمد می‌کنند، به همین دلیل عقیدهٔ خرافاتی و تحت تاثیر این‌گونه موهومات و عقاید بی‌اساس، با احتیاط قدم به حمام می‌گذاشتند، مخصوصا شب‌ها خیلی با ترس و وهم در حمام وارد شده و خود را شستشو می‌کردند. گویند مظفرالدین شاه از همین‌گونه افراد بود …معی را عقیده بر این بود که جن‌ها گاهی برای اغفال و فریب مردم و کشانیدن آنها به حمام، زودتر از موعد مقرر در بوق حمام می‌دمند … مردم برای رفع و دور کردن اجنه به بعضی عوامل متوسل می‌شدند و از جمله جام چهل کلید و این جام از برنج ساخته شده بود و دسته‌ای داشت که آن را سوراخ می‌کردند و بر چهل پاره برنج یا مس بعضی کلمات را حک می‌کردند، ضمنا بعضی دعاها را به خط خوش به روی جام می‌کندند.[۲]

 

باورهایی از خصوصیات جن‌ها

اگر مطالب گفته شده در این مقاله را جمع بندی کنیم، به طور کلی متعقدان به وجود جن بر این باورند که این موجودات دارای خصوصیات زیر می‌باشند :

  1. موجوداتی ناپیدا و نادیدنی هستند. ما را می‌بینند ولی ما آن‌ها را نمی‌بینیم .
  2. از آتش (نار) آفریده شده‌اند .
  3. آب جوش و اجسام فلزی تیز می‌تواند به آن‌ها آسیب برساند .
  4. ازدواج، زاد و ولد و مرگ و میر دارند .
  5. تفکر و احساسات دارند .
  6. بین‌شان خوب و بد، کافر و خداپرست و همچنین مسلمان و غیر مسلمان وجود دارد .
  7. قدرت‌هایی نیز دارند مانند طی الارض (در یک لحظه می‌توانند از یک طرف زمین به طرف دیگر بروند)
  8. جن، شیطان نیست اما شیطان از جن است. یعنی ابلیس و فرزندانش نوعی جن هستند اما لزوما هر جنی شیطان نیست. برخی نیز معتقدند که تمام اجانین از نسل شیطان (ابلیس) هستند اما عده‌ای از آن‌ها پس از ملاقات با پیامبران خدا مخصوصا پیامبر اسلام توبه کردند و خداپرست شدند.
  9. جن، فرشته نیست. فرشته از نور آفریده شده اما جن از آتش آفریده شده‌است. فرشته معصوم است اما جن معصوم نیست و مانند ما انسان‌ها گناه هم مرتکب می‌شود .
  10. برخی می‌گویند جن‌ها نمی‌توانند به انسان آسیب برسانند. برخی می‌گویند که می‌توانند و نوع شرور آن‌ها این کار را می‌کند. برخی می‌گویند که جن‌ها از آسیب رساندن به انسان به طور عادی منع شده‌اند اما اگر انسان بهانه به دست جن‌ها بدهد، مثلا تسخیر یا احضار جن‌ها یا آسیب رساندن به آن‌ها در آن صورت می‌توانند و اجازه پیدا می‌کنند تا انسان را تا حتی سرحد مرگ آزار بدهند .
  11. عبارت «بسم الله» یا «بسم الله الرحمن الرحیم» و برخی ادعیه دفع جن آن‌ها را دور می‌کند. یا خواندن هفت مرتبه سورهٔ زلزال کتاب [۳]
  12. عمر جن‌ها خیلی طولانی‌تر از عمر انسان‌هاست .
  13. جن‌ها شامل سه نژاد عمده هستند : [۴]
  1. دیو: پست‌ترین نژاد، خاکستری رنگ، خشن، چشمانش فی‌مابین عمودی و افقی و هیکل دیو کمی درشت‌تر از انسان است.
  2. جن: نژاد متوسط، سرخ رنگ، چشمان عمودی، پاهای کوتاه و گرد (شبیه سم)و هیکل جن کمی ریزتر از انسان است .
  3. پری: نسبت به دو نژاد قبلی از نظر خلقت برتری دارد. سفید رنگ(مثل انسان‌های سفید پوست)، زیبا، چشمانش مثل چشم انسان افقی است .

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 شهریور1389ساعت 6:58 بعد از ظهر  توسط مهنوش  | 

يک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای شنیدن

یک پنجره که مثل حلقۀ چاهی

در انتهای خود به قلب زمین می رسد

و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ

یک پنجره که دست های کوچک تنهایی را

از بخشش شبانۀ عطر ستاره های کریم

سرشار می کند.

و می شود از آنجا

خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کرد

یک پنجره برای من کافیست.

من  از دیار عروسک ها می آیم

از زیر سایه های درختان کاغذی

در باغ یک کتاب مصور

از فصل های خشک تجربه های عقیم دوستی و عشق

در کوچه های خاکی معصومیت

از سال های رشد حروف پریده رنگ الفبا

در پشت میزهای مدرسۀ مسلول

از لحظه ای که بچه ها توانستند

بر روی تخته حرف «سنگ» را بنویسند

و سارهای سراسیمه از درخت کهنسال پر زدند.

من از میان ریشه های گیاهان گوشتخوار می آیم

و مغز من هنوز

لبریز از صدای وحشت پروانه ای است که او را

در دفتری به سنجاقی

مصلوب کرده بودند.

وقتی که اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود

و در تمام شهر

قلب چراغ های مرا تکه تکه می کردند.

وقتی که چشم های کودکانۀ عشق مرا

با دستمال تیرۀ قانون می بستند

و از شقیقه های مضطرب آرزوی من

فواره های خون به بیرون می پاشید

وقتی که زندگی من دیگر

چیزی نبود، هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری

دریافتم، باید. باید. باید.

دیوانه وار دوست بدارم.

یک پنجره برای من کافی است.

یک پنجره به لحظۀ آگاهی و نگاه و سکوت

اکنون نهال گردو

آن قدر قد کشیده که دیوار را برای برگ های جوانش معنی کند

از آینه بپرس

نام نجات دهنده ات را

آیا زمین که زیر پای تو می لرزد

تنهاتر از تو نیست؟

پیغمبران، رسالت ویرانی را

با خود به قرن ما آوردند

این انفجارهای پیاپی،

و ابرهای مسموم،

آیا طنین آیه های مقدس هستند؟

ای دوست، ای برادر، ای همخون

وقتی به ماه رسیدی

تاریخ قتل عام گل ها را بنویس.

همیشه خواب ها

از ارتفاع ساده لوحی خود پرت می شوند و می میرند

من شبدر چهار پری را می بویم

که روی گور مفاهیم کهنه روئیده است

آیا زنی که در کفن انتظار و عصمت خود خاک شد جوانی من بود؟

آیا من دوباره از پله های کنجکاوی خود بالا خواهم رفت

تا به خدای خوب، که در پشت بام خانه قدم می زند

سلام بگویم؟

حس می کنم که وقت گذشته است

حس می کنم که «لحظه» سهم من از برگ های تاریخ است

حس می کنم که میز فاصلۀ کاذبی است در میان

گیسوان من و دست های این غریبۀ غمگین

حرف به من بزن

آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می بخشد

جز درک حس زنده بودن از تو چه می خواهد؟

حرفی به من بزن

من در پناه پنجره ام

با آفتاب رابطه دارم.

 

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ايوان مي روم و انگشتانم را

بر پوست كشيده شب مي كشم

چراغهاي رابطه تاريكند

چراغهاي رابطه تاريكند

كسي مرا به آفتاب

معرفي نخواهد كرد

كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردني است.

 

 

دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت
ای دختر بهار حسد می برم به تو
عطر و گل و ترانه و سر مستی ترا
با هر چه طالبی بخدا می خرم ز تو

بر شاخ نوجوان درختی شکوفه ای
با ناز می گشود دو چشمان بسته را
میشست کاکلی به لب آب نقره فام
آن بال های نازک زیبای خسته را

خورشید خنده کرد و ز امواج خنده اش
بر چهر روز روشنی دلکشی دوید
موجی سبک خزید و نسیمی به گوش او
رازی سرود و موج بنرمی از او رمید

خندید باغبان که سرانجام شد بهار
دیگر شکوفه کرده درختی که کاشتم
دختر شنید و گفت چه حاصل از این بهار
ای بس بهارها که بهاری نداشتم

خورشید تشنه کام در آن سوی آسمان
گویی میان مجمری از خون نشسته بود
می رفت روز و خیره در اندیشه ای غریب
دختر کنار پنجره محزون نشسته بود

آن روزها رفتند

آن روزهای خوب

آن روزهای سالم سرشار

آن آسمان های پر از پولک

آن شاخساران پر از گیلاس

آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچک ها به یکدیگر

آن بام های بادبادک های بازیگوش

آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها

آن روزها رفتند

آن روزهایی کز شکاف پلک های من

آوازهایم ، چون حبابی از هوا لبریز ، می جوشید

چشمم به روی هر چه می لغزید

آن را چو شیر تازه می نوشید

گویی میان مردمک هایم

خرگوش نا آرام شادی بود

هر صبحدم با آفتاب پیر

به دشت های نا شناس جستجو می رفت

شب ها به جنگل های تاریکی فرو می رفت

آن روزها رفتند

آن روزهای برفی خاموش

کز پشت شیشه ، در اتاق گرم ،

هر دم به بیرون خیره می گشتم

پاکیزه برف من ، چو کرکی نرم ،

آرام می بارید

بر نردبام کهنه ی چوبی

بر رشته ی سست طناب رخت

بر گیسوان کاج های پیر

و فکر می کردم به فردا ، آه

فردا ـ

حجم سفید لیز.

با خش و خش چادر مادربزرگ آغاز می شد

و با ظهور سایه مغشوش او ، در چارچوب در

ـ که ناگهان خود را رها می کرد در احساس سرد نور ـ

و طرح سرگردان پرواز کبوترها

در جام های رنگی شیشه

فردا …

گرمای کرسی خواب آور بود

من تند و بی پروا

دور از نگاه مادرم خط های باطل را

از مشق های کهنه خود پاک می کردم

چون برف می خوابید

در باغچه می گشتم افسرده

در پای گلدان های خشک یاس

گنجشک های مرده ام را خاک می کردم

آن روزها رفتند

آن روزهای جذبه و حیرت

آن روزهای خواب و بیداری

آن روز ها هر سایه رازی داشت

هر جعبه ی سربسته گنجی را نهان می کرد

هر گوشه ی صندوقخانه ، در سکوت ظهر ،

گویی جهانی بود

هر کسی ز تاریکی نمی ترسید

در چشم هایم قهرمانی بود

آن روزها رفتند

آن روزهای عید

آن انتظار آفتاب و گل

آن رعشه های عطر

در اجتماع ساکت و محجوب نرگس های صحرایی

که شهر را در آخرین صبح زمستانی

دیدار می کردند

آوازهای دوره گردان در خیابان دراز لکه های سبز

بازار در بوهای سرگردان شناور بود

در بوی تند قهوه و ماهی

بازار در زیر قدم ها پهن می شد ، کش می آمد ، با تمام لحظه های راه می آمیخت

و چرخ می زد ، در ته چشم عروسک ها

بازار مادر بود که می رفت با سرعت به سوی حجم های رنگی سیال

و باز می آمد

با بسته های هدیه با زنبیل های پر

بازار باران بود که می ریخت ، که می ریخت ، که می ریخت

آن روزها رفتند

آن روزهای خیرگی در رازهای جسم

آن روزهای آشنایی های محتاطانه ، با زیبایی رگ های آبی رنگ

دستی که با یک گل

از پشت دیواری صدا می زد

یک دست دیگر را

و لکه های کوچک جوهر ، بر این دست مشوش ، مضطرب ، ترسان

و عشق ،

که در سلامی شرم آگین خویشتن را بازگو می کرد

در ظهر های گرم دود آلود

ما عشقمان را در غبار کوچه می خواندیم

ما با زبان ساده ی گل های قاصد آشنا بودیم

ما قلب هامان را به باغ مهربانی های معصومانه می بردیم

و به درختان قرض می دادیم

و توپ ، با پیغام های بوسه در دستان ما می گشت

و عشق بود ، آن حس مغشوشی که در تاریکی هشتی

ناگاه

محصورمان می کرد

و جذبمان می کرد ، در انبوه سوزان نفس ها و تپش ها و تبسم های دزدانه

آن روزها رفتند

آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند

از تابش خورشید ، پوسیدند

و گم شدند آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها

در ازدحام پر هیاهوی خیابان های بی برگشت

و دختری که گونه هایش را

با برگ های شمعدان

آن روزها رفتند

آن روزهای خوب

آن روزهای سالم سرشار

آن آسمان های پر از پولک

آن شاخساران پر از گیلاس

آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچک ها به یکدیگر

آن بام های بادبادک های بازیگوش

آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها

آن روزها رفتند

آن روزهایی کز شکاف پلک های من

آوازهایم ، چون حبابی از هوا لبریز ، می جوشید

چشمم به روی هر چه می لغزید

آن را چو شیر تازه می نوشید

گویی میان مردمک هایم

خرگوش نا آرام شادی بود

هر صبحدم با آفتاب پیر

به دشت های نا شناس جستجو می رفت

شب ها به جنگل های تاریکی فرو می رفت

آن روزها رفتند

آن روزهای برفی خاموش

کز پشت شیشه ، در اتاق گرم ،

هر دم به بیرون خیره می گشتم

پاکیزه برف من ، چو کرکی نرم ،

آرام می بارید

بر نردبام کهنه ی چوبی

بر رشته ی سست طناب رخت

بر گیسوان کاج های پیر

و فکر می کردم به فردا ، آه

فردا ـ

حجم سفید لیز.

با خش و خش چادر مادربزرگ آغاز می شد

و با ظهور سایه مغشوش او ، در چارچوب در

ـ که ناگهان خود را رها می کرد در احساس سرد نور ـ

و طرح سرگردان پرواز کبوترها

در جام های رنگی شیشه

فردا …

گرمای کرسی خواب آور بود

من تند و بی پروا

دور از نگاه مادرم خط های باطل را

از مشق های کهنه خود پاک می کردم

چون برف می خوابید

در باغچه می گشتم افسرده

در پای گلدان های خشک یاس

گنجشک های مرده ام را خاک می کردم

آن روزها رفتند

آن روزهای جذبه و حیرت

آن روزهای خواب و بیداری

آن روز ها هر سایه رازی داشت

هر جعبه ی سربسته گنجی را نهان می کرد

هر گوشه ی صندوقخانه ، در سکوت ظهر ،

گویی جهانی بود

هر کسی ز تاریکی نمی ترسید

در چشم هایم قهرمانی بود

آن روزها رفتند

آن روزهای عید

آن انتظار آفتاب و گل

آن رعشه های عطر

در اجتماع ساکت و محجوب نرگس های صحرایی

که شهر را در آخرین صبح زمستانی

دیدار می کردند

آوازهای دوره گردان در خیابان دراز لکه های سبز

بازار در بوهای سرگردان شناور بود

در بوی تند قهوه و ماهی

بازار در زیر قدم ها پهن می شد ، کش می آمد ، با تمام لحظه های راه می آمیخت

و چرخ می زد ، در ته چشم عروسک ها

بازار مادر بود که می رفت با سرعت به سوی حجم های رنگی سیال

و باز می آمد

با بسته های هدیه با زنبیل های پر

بازار باران بود که می ریخت ، که می ریخت ، که می ریخت

آن روزها رفتند

آن روزهای خیرگی در رازهای جسم

آن روزهای آشنایی های محتاطانه ، با زیبایی رگ های آبی رنگ

دستی که با یک گل

از پشت دیواری صدا می زد

یک دست دیگر را

و لکه های کوچک جوهر ، بر این دست مشوش ، مضطرب ، ترسان

و عشق ،

که در سلامی شرم آگین خویشتن را بازگو می کرد

در ظهر های گرم دود آلود

ما عشقمان را در غبار کوچه می خواندیم

ما با زبان ساده ی گل های قاصد آشنا بودیم

ما قلب هامان را به باغ مهربانی های معصومانه می بردیم

و به درختان قرض می دادیم

و توپ ، با پیغام های بوسه در دستان ما می گشت

و عشق بود ، آن حس مغشوشی که در تاریکی هشتی

ناگاه

محصورمان می کرد

و جذبمان می کرد ، در انبوه سوزان نفس ها و تپش ها و تبسم های دزدانه

آن روزها رفتند

آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند

از تابش خورشید ، پوسیدند

و گم شدند آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها

در ازدحام پر هیاهوی خیابان های بی برگشت

و دختری که گونه هایش را

با برگ های شمعدانی رنگ می زد ، آه

اکنون زنی تنهاست

اکنون زنی تنهاست

ی رنگ می زد ، آه

اکنون زنی تنهاست

اکنون زنی تنهاست

 

روی خاک

هرگز آرزو نکرده ام

یک ستاره درسراب آسمان شوم

یا چو روح برگزیدگان

همنشین خامش فرشتگان شوم

هرگز از زمین جدا نبوده ام

با ستاره آشنا نبوده ام

روی خاک ایستاده ام

با تنم که مثل ساقه ی گیاه

باد و آفتاب و آب را

می مکد که زندگی کند

بارور ز میل

بارور ز درد

روی خاک ایستاده ام

تا ستاره ها ستایشم کنند

تا نسیم ها نوازشم کنند

از دریچه ام نگاه می کنم

جز طنین یک ترانه نیستم

جاودانه نیستم

جز طنین یک ترانه جستجو نمی کنم

در فغان لذتی که پاکتر

از سکوت ساده ی غمیست

آشیانه جستجو نمی کنم

در تنی که شبنمیست

روی زنبق تنم

بر جدار کلبه ام که زندگیست

با خط سیاه عشق

یادگارها کشیده اند

مردمان رهگذر:

قلب تیر خورده

شمع واژگون

نقطه های ساکت پریده رنگ

بر حروف در هم جنون

هر لبی که بر لبم رسید

یک ستاره نطفه بست

در شبم که می نشست

روی رود یادگارها

پس چرا ستاره آرزو کنم ؟

این ترانه منست

ـ دلپذیر دلنشین

پیش از این نبوده بیش از این

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 شهریور1389ساعت 6:36 بعد از ظهر  توسط مهنوش  | 

 متولد 1359


 

شاهرخ استخری جوان بسیار مستعد که به تازگی وارد عرصه ی هنر و بازیگری شده و به گفته ی خودش الف بای بازیگری رو خیلی خوب و نزد اساتید بزرگی اموخته..........جوانی با انگیزه دوست داشتنی و مودب که از گفت و گو با او بسیار لذت بردیم..............


 

بخوانیم مصاحبه با شاهرخ استخری محمد امیر (مثل هیچکس)..............


 

از یک رزومه شروع کنیم:


 

-اولین کارم در عرصه ی بازیگری یک نقش کوچکی بود در تئاتر اسب های اقای محمد رحمانیان که سال 81-82 بازی کردم بعد یک دوره ی بازیگری هم دیدم زیر نظر خانم نصیرپور و اقای پیام دهکردی و اقای هدایت هاشمی که هم در دوره ی مقدماتی و هم در دوره ی پیشرفته شرکت کردم و 5 تا کار کوتاه هم بازی کردم که بعضی هاشون برای جشنواره ها بود و زیاد هم مهم نبودند ولی اولین کار بلند تصویری م هم تلخون بود که نقش اصلی رو بازی میکردیم با سیاوش خیرابی و مجید سالم که دوست دارم اسمش رو ببرم و امیدوارم موفق تر بشه و بعد از اون هم خود اقای امینی من رو به اقای مقدم برای فیلم پریدخت معرفی کردند


 

رشته ی تحصیلی ت چیه؟


 

-مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها و سیستم ورودی 78


 

مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها وسیستم چه ربطی داره به بازیگری؟


 

-هیچ ربطی نداره......تقریبا" سال اخر دانشگاه بودم که کار تئاتر اسب ها رو بازی کردم


 

از قبل علاقه داشتی؟


 

-از بچگی ولی یادمه روم نمیشد بروم جلوی دوربین


 

اقای امینی چی توی شما دیدند که برای اولین حضورتون یکی از نقشهای اصلی رو بهتون پیشنهاد دادند؟


 

-اقای امینی یک شخصیه که واقعا" دغدغه ی معرفی بازیگر داره من میتوانم یک لیست بلند بالا از بازیگر تا عوامل پشت صحنه نام ببرم که اقای امینی برای  اولین بار معرفی شون کرده


 

اولین جرقه برای بازیگر کی در ذهنتون زده شد؟


 

-به دلیل حساسیت خانواده ام به تحصیل سال اخر بود که چند اموزشگاه رفتم برای ثبت نام بازیگری و حداقل کاری که میتونستم انجام بدهم این بود که یک دوره ی اموزشی ببینم و اینکه با یک سری جوون در یک موسسه باشی و بین اون همه جوون مستعد بازی کنی و با اونها تمرین میکنی


 

چرا از بین اون همه جوون شاهرخ استخری شد؟


 

-خیلی ها هم شدند ولی خیلی هایی که نشدند امیدوارم بشوند چون ما دیدیم که چه استعدادهایی دارند ولی خودم واقعا" نمیدونم شاید خدا خواسته من تو این زمان وارد این عرصه بشوم نه شش سال قبل و چقدر خوب


 

اگه پدرتون به درس خواندنتون علاقه داشت چرا نرفتید دنبال تحصیلات رشته ی هنر؟


 

-اتفاقا" رفتم برای فوق لیسانس رشته ی هنر رو امتحان دادم ولی رتبه ام شد 400 و نتونستم چون نخواندم.............

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 شهریور1389ساعت 6:12 بعد از ظهر  توسط مهنوش  | 

عید فطر در قرآن کریم

عید چیست؟

عید در لغت از ماده عود به معنی بازگشت است، و لذا به روزهایی که مشکلات از قوم و جمعیتی بر طرف می‌شود و بازگشت به پیروزی‌ها و راحتی‌های نخستین می‌کند عید گفته می‌شود، و در اعیاد اسلامی به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماه مبارک رمضان و یا انجام فریضه حج، صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان باز می‌گردد و آلودگی‌ها که بر خلاف فطرت است، از میان می‌رود، عید گفته شده است. (۱)
بسیاری از آیات قرآن بر اجتماعی بودن شئون اسلامی دلالت می‌کند و صفت اجتماعی بودن در تمامی احکام و قوانین اسلامی حاکم است. شارع مقدس اسلام در مسئله جهاد، اجتماعی بودن را به طور مستقیم تشریع کرده و دستور داده حضور در جهاد و دفاع، به آن مقداری که دشمن دفع شود واجب است.
روزه و حج بر هر کسی که مستطیع و قادر به انجام آن دو باشد و عذری نداشته باشد واجب است، اجتماعیت، در این دو واجب به طور مستقیم نیست. بلکه لازمه آن دو است، چون وقتی روزه‌دار روزه گرفت قهراً در طول رمضان در مساجد رفت و آمد خواهد کرد و در آخر در روز عید فطر، این اجتماع به حد کامل می‌رسد، و نیز وقتی مکلف به زیارت خانه خدا گردید قهراً با سایر مسلمانان یک جا جمع می‌شود، و در روز عید قربان این اجتماع به حد کامل می‌رسد. و نیز نمازهای پنج‌گانه یومیه را بر هر مکلفی واجب کرده، و جماعت را در آن واجب نساخته، ولی این رخصت را در روز جمعه تدارک و تلافی کرده و اجتماع برای نماز جمعه را بر همه واجب ساخته است.
عید فطر در قرآن با مراجعه به قرآن شریف آیاتی را می‌توان یافت که به طور مستقیم و با کمی دقت بر عید فطر و آداب آن توجه دارند و نشان می‌دهند که این مسئله از دید قرآن پنهان نمانده است. آن آیات عبارتنداز:

۱- آیه ۱۸۵ سوره مبارکه بقره:

در این آیه خداوند متعال ضمن معرفی ماه مبارک رمضان و نزول قرآن در آن به برخی از احکام مربوط به این ماه شریف اشاره کرده و می‌فرماید: هر یک از شما که هلال ماه رمضان را مشاهده کرد باید روزه بگیرد و کسی که در حال سفر و یا مریض بود و ماه رمضان را درک کرد در روزهای دیگر باید، روزه فوت شده را جبران کند. در ادامه می‌فرماید: خداوند این احکام را به خاطر راحتی شما و نه به خاطر به سختی افتادنتان تشریع نموده است و این که عدد را تکمیل کنید و خدا را به خاطر هدایت بزرگ بدارید.
«یریدالله بکم الیسر ولایرید بکم العسر و لتکملواالعدة و لتکبروالله علی ماهدئکم و لعلکم تشکرون».
ولتکموا… عطف به یرید و مبین علت غائی است. خداوند در تشریع احکام برای شما آسانی خواسته نه سخت‌گیری، تا روزه ایام معدود را به هر صورتی که بتوانید چه در ماه رمضان یا غیر آن به کمال رسانید ممکن است ولتکملوا، عطف به فعل مقدر یا فلیصمه باشد: تا از این امر «فلیصمه» (و هر امری) آنچه آسانست و بتوانید، انجام دهید و آن را تکمیل نمایید، چون امر ولتکموا بعد از امر به روزه ماه رمضان است کمال ظاهری آن معنای اتمام می‌باشد. و کمال معنوی آن انجام با شرایط و آداب آن است تا با گذشت ایام اراده ایمانی، حاکم بر انگیزه‌ها و شهوات گردد و انسان را برتر آرد و اراده خدا ذهن را فراگیر و یاد عظمت او زنده و فعال گردد یادی که بر طریق هدایت استوار شود:
و لتکبروالله علی ماهداک و در پرتو آن، نعمت‌ها مشخص و شکرگزاری شود.
در روایات منظور از تکبیر در جمله: و لتکبرواالله علی ما هدیکم تعظیم، و منظور از هدایت، ولایت است.
این که هدایت به معنای ولایت باشد از باب تطبیق کلی بر مصداق است و ممکن است از قبیل همان قسم بیاناتی باشد که نامش را تاویل گذاشته‌اند، چنانکه در بعضی از روایات آمده و در معنای دو کلمه یسر و عسر فرموده‌اند: یسر ولایت و عسر مخالفت با خدا و دوستی با دشمنان خداست.
پس معنای آیه این است که تا خداوند را بزرگ بداری و اجلالش کنی به خاطر آن هدایت و راهنمایی که برای شما در دینتان بیان کرد و به خاطر آن که به شما توفیق داد تا ماه رمضان را روزه بدارید این ماه اختصاصی شما امت مسلمان می‌باشد و امم دیگر از آن بی‌بهره‌اند.
بیشتر دانشمندان گفته‌اند که مقصود از ولتکبراالله، تکبیرهایی است که در شب عید فطر وارد شده است که این تکبیرها بعد از چهار نماز مغرب و عشاء و صبح روز عید و نماز عید فطر گفته می‌شود. در عید فطر این گونه می‌گویند: «الله‌اکبر الله‌اکبر لااله الاالله و الله‌اکبر الله‌اکبر و لله‌الحمد الحمد علی ما هدانا و له الشکر علی ما اولانا.» (۲)
توضیح- برخی برای روز عید این تکبیرها را بعد از نماز ظهر و عصر روز عید نیز ذکر کرده‌اند. حضرت امام خمینی و آیة‌الله اراکی جزء این دسته از فقها می‌باشند مستند این حکم، روایتی است از قول امام صادق علیه‌السلام که فرمود: در عید فطر هم تکبیر هست، عرضه داشتم تکبیر که غیر از روز قربان نیست، فرمود: چرا در عید فطر هم هست، لیکن مستحب است که در مغرب و عشاء و فجر و ظهر و عصر و دو رکعت نماز عید گفته شود. (۳)
همچنین سعید نقاش از امام صادق علیه‌السلام روایت کرده است که فرمود: برای من در شب عید فطر تکبیر هست، اما واجب نیست بلکه مستحب است، می‌گوید، پرسیدم این تکبیر در چه وقت مستحب است؟ فرمود در شب عید در مغرب و عشا و در نماز صبح و نماز عید آنگاه قطع می‌شود، عرضه داشتم: چگونه تکبیر بگویم؟ فرمود: می‌گویی الله‌اکبر، الله‌اکبر، لااله الاالله، و الله‌اکبر، الله‌اکبر و لله الحمد، الله‌اکبر علی ما هدانا و منظور از کلام خدا که می‌فرماید: و لتکموا العدة همین است، چون معنایش این است که نماز کامل کنید. و خدا را در برابر این که هدایتتان کرده تکبیر کنید ‌(۴) و تکبیر همین است که بگویید: الله‌اکبر، لااله الاالله، و الله‌اکبر، و لله الحمد راوی می‌گوید در روایت دیگری آمده که تکبیر آخر را چهار بار باید گفت.
مرحوم علامه طباطبائی ضمن بیان دو روایت یاد شده در حل تعارض بین آن ‌دو می‌نویسد: اختلاف این دو روایت که یکی تکبیر را در ظهر و عصر نیز مستحب می‌‌‌داند و دیگری نمی‌داند ممکن است حمل شود بر مراتب استحباب، یعنی دومی مستحب باشد، و اولی مستحب‌تر، و این که فرمود: منظور از (و لتکملوا العدة) اکمال نماز است شاید منظور این باشد با خواندن نماز عید، عدد روزه را تکمیل کنید و باز خود تکبیرات را بگویید. که خدا شما را هدایت کرد، و این با معنائی که ما از ظاهر جمله، ولتکبرواالله علی ما هدیکم … فهمیدیم منافات ندارد، برای این که کلام امام استفاده حکم استحبابی از مورد وجوب است. (۵)
شافعی معتقد است که باید الله‌اکبر را سه بار گفت و از زمانی‌که ماه دیده می‌شود و تا زمانی‌که امام به نماز می‌ایستد این تکبیرها تکرار شود. وقتی امام بیرون آمد همراه تکبیر او باید تکبیر گفت در حالی که در عید قربان باید همین تکبیرها را پشت سر ده نماز خواند که اولین آنها نماز ظهر روز عید قربان تا ده نماز بعد از آن می‌باشد. کسانی که در شهرها هستند پشت سر ده نماز این تکبیرها را می‌گویند و کسانی که در منا می‌باشند پشت سر ۱۵نماز که اول آنها نماز ظهر عید قربان است این تکبیرها را تکرار می‌کنند. (۶)

۲- آیات ۱۴ و ۱۵ سوره مبارکه که اعلی:

در آیات مورد بحث به نجات اهل ایمان و عوامل این نجات اشاره می‌کند، نخست می‌فرماید: مسلماً رستگار می‌شود کسی که خود را تزکیه کند (قد افلح من تزکی) و نام پروردگارش را به یاد آورد و به دنبال آن نماز بخواند (و ذکر اسم ربه فصلی)
به این ترتیب عامل فلاح و رستگاری و پیروزی و نجات را سه چیز می‌شمرد: تزکیه و ذکر نام خداوند و سپس بجا آوردن نماز، در این که منظور از تزکیه چیست تفسیرهای گوناگونی ذکر کرده‌اند: نخست این که منظور پاک‌سازی روح از شرک است، به قرینه آیات قبل، و نیز به قرینه منظور پاک‌سازی دل از رذائل اخلاقی و انجام اعمال صالح است، به قرینه آیات فلاح در قرآن مجید از جمله آیات آغاز سوره مومنون که فلاح را در گرو اعمال صالح می‌شمرد، و به قرینه آیه ۹ سوره شمس که بعد از ذکر مسئله تقوا و فجور می‌فرماید: قد افلح من زکی‌ها: رستگار شد کسی که نفس خود را از فجور و اعمال زشت پاک کرد و به زینت تقوا بیاراست.
دیگر این که منظور زکات فطره در روز عید فطر است که نخست باید زکات را پرداخت و بعد نماز عید را بجا آورد.
قابل توجه این که: در آیات فوق نخست سخن از تزکیه و بعد ذکر پروردگار و سپس نماز است.
به گفته بعضی از مفسران مراحلی عملی مکلف سه مرحله است: نخست ازاله عقائد فاسده از قلب سپس حضور معرفةالله و صفات و اسماء او در دل و سوم اشتغال به خدمت. آیات فوق در سه جمله کوتاه اشاره به این سه مرحله کرده است.
این نکته نیز قابل توجه است که نماز را فرع بر ذکر پروردگار می‌شمرد، این به خاطر آن است که تا به یاد او نیفتد و نور ایمان در دل او پرتو افکن نشود به نماز نمی‌ایستد به علاوه نمازی ارزشمند است که توأم با ذکر او و ناشی از یاد او باشد، و این که بعضی ذکر پروردگار را تنها به معنی الله‌اکبر یا بسم‌‌الله الرحمن الرحیم که در آغاز نماز گفته می‌شود تفسیر کرده‌اند در حقیقت بیان مصداق‌های از آن است.
همان طور که می‌دانیم وظیفه پیغمبر تزکیه است. دل‌های مستمد و حق طلب و حقیقت خواه آیات را می‌شنوند، متأثر می‌شوند، می‌پذیرند و می‌گروند، و دل‌هاشان از نجاست شرک، با آب توحید پاک و پاکیزه می‌شود.
و ذکر اسم ربه فصلی- اسامی پروردگار همگی اوصاف ذات مقدسش هستند. ذکر ممکن است به زبان باشد، مثل معنی رحمن و رحیم و آثار رحمت واسعه خداوند در همه کائنات و در وجود خودمان بیندیشیم. توجه به معانی رحمت و علو و عظمت یا خالق و رازق بودن قادر متعال قهراً و قطعا خضوع و خشوع می‌آورد. برجسته‌ترین نمونه اظهار خشوع نماز است. ببینید چگونه در سه کلمه، جمیع مراحل را جمع فرموده است.
۱- پاک شدن از شرک و اخلاق رذیله به توحید و ایمان و باور داشتن اصول عقاید (تزکی).
۲- در آثار قدرت و حکمت پروردگار و نعمت‌های مادی و معنوی و جسمی و روحی اندیشیدن که هر ساعتی از این تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است. علاوه بر این ذکر قلبی، با زبان نیز کلمه شهادت گفتن (و ذکر اسم ربه).
۳- اظهار شکستگی و فروتنی و کوچکی در پیشگاه پروردگار نمودن و به عبادت و پرستش پرداختن (فصلی) هر کس این سه مرحله را پیمود بسر منزل فلاح و رستگاری می‌رسد و این است معنی (قد افلح من تزکی).
عده‌ای بر اساس روایات رسیده معتقدند که منظور از «تزکی» دادن زکات فطره و خواندن نماز عید است (۷)، بعضی نیز تزکیه را در اینجا به معنی دادن صدقه مالی دانسته‌اند. مهم این است که تزکیه معنی وسیعی دارد که همه این مفاهیم را در برمی‌گیرد، هم پاک‌سازی روح از آلودگی شرک و هم پاک‌سازی از اخلاق رذیله، و هم پاک‌سازی عمل از محرمات، و هر گونه ریا، و هم پاک‌سازی مال و جان به وسیله دادن زکات در راه خدا، زیرا طبق آیه اخذ من اموالهم صدقه تطهر هم تزکیهم بها: (از اموال آنها صدقه‌ای (زکات) بگیر تا آنها را به وسیله آن پاک‌سازی و تزکیه کنی) دادن زکات سبب پاکی روح و جان است. بنابراین، تمام تفسیرها ممکن است در معنی گسترده آیه جمع باشد.
چند روایت که در ذیل این روایت آمده است را مرور می‌کنیم: عبدالله بن مسعود گفته است که مقصود از آیه «ذکر اسم ربه فصلی» آن است که انسان زکات مال خود را بدهد و نماز را اقامه کند و بر این اساس مرتباً می‌گفت:« رحم الله امرءا تصدق ثم صلی یعنی خدا بیامرزد کسی را که صدقه بدهد و نماز بخواند. سپس آیه یاد شده را تلاوت کرد.
عده‌ای دیگر گفته‌اند منظور از صدقه همان زکات فطره است که در اول ماه شوال پرداخت می‌شود. و تکبیرهای روز عید و نماز عید فطر را نیز شامل می‌شود. و به عبدالله بن عمر نافع می‌گفت: آیا صدقه داده‌ای؟ اگر پاسخ می‌‌داد بله صدقه داده‌ام به وی می‌گفت پس بیا به مصلی برویم و نماز بخوانیم و اگر پاسخ می‌داد: صدقه نداده‌ام به او می‌گفت صدقه بده تا به مصلی برویم و نماز بخوانیم. سپس آیه یاد شده را تلاوت می‌کرد.
ابوخالد گفت: نزد ابوالعالیه رفتم، به من گفت روز عید قبل از آن که برای نماز بروی به اینجا می‌آیی؟ پاسخ دادم: بله وقتی روز عید فرارسید به نزد وری رفتم، از من پرسید آیا افطار کرده‌ای؟ پاسخ ‌دادم: بله پرسید آیا غسل کرده‌ای؟ گفتم: بله گفت: آیا صدقه داده‌ای گفتم بله گفت تو را به این خاطر به اینجا فرا خوانده‌ام که در ابتدا این اعمال را انجام دهی و پس از آن به مصلی بروی، آنگاه این آیه را خواند و گفت مردم مدینه هیچ صدقه‌ای را برتر از آن ندیدند که کسی به کس دیگر آب دهد. (۸)
شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید معنای آیه قد افلح من تزکی چیست؟ فرمود: این است که هر کس زکات فطره بدهد، رستگار میشود. پرسید معنای آیه و ذکر اسم ربه فصلی چیست؟ فرمود این است که (برای نماز عید) به سوی جبانه برود و نماز بخواند و منظور از جبانه، صحرا است. (۹)
رسول خدا صلی الله علیه و آله همواره در روزهای عید فطر قبل از رفتن به مصلی فطره را تقسیم می‌کرد و این آیه را می‌خواند: «قد افلح من تزکی و ذکر اسم ربه فصلی.» (۱۰)
آداب نماز عیدخداوند متعال در فرازی از آیه ۳۱ سوره اعراف می‌فرماید: «خذوا زینتکم عند کل مسجد…» یعنی هنگام رفتن به مسجد زینت‌های خود را بردارید. این خطاب به همه فرزندان آدم به عنوان یک قانون همیشگی که شامل اعصار قرون می‌شود که زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشید.
این جمله می‌تواند هم اشاره به زینت‌های جسمانی باشد که شامل پوشیدن لباس‌های مرتب و پاک و تمیز و شانه زدن موها، و به کار بردن عطر و مانند آن می‌شود، و هم شامل زینت‌های معنوی، یعنی صفات انسانی و ملکات اخلاقی و پاکی نیت و اخلاص و اگر می‌بینیم در بعضی از روایات اسلامی تنها اشاره به لباس خوب یا شانه کردن موها شده و اگر می‌بینیم تنها سخن از مراسم نماز عید و نماز جمعه به میان آمده است، دلیل بر انحصار نیست بلکه هدف بیان مصداق‌های روشن است و هم‌چنین اگر می‌بینیم که در بعضی دیگر از روایات، زینت به معنی رهبران و پیشوایان شایسته تفسیر شده دلیل بر وسعت مفهوم آیه است که همه زینت‌های ظاهری و باطنی را در بر می‌گیرد.
در کتاب المقنع گفته است: «سنت در افطار عید قربان این است که بعد از نماز انجام شود و در عید فطر قبل از نماز. (۱۱)
از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: اگر در روز عید فطر برای رسول خدا صلی الله علیه و آله عطر می‌آوردند اول به زنان خود می‌داد. (۱۲)

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 شهریور1389ساعت 5:58 بعد از ظهر  توسط مهنوش  | 

 

 Death song 


we're on a bullet and we're headed straight into god, even he'd like to end it too
we take a pill, get a face, buy our ticket and we hope that heaven's true
i saw a cop beat a priest on the tv, and they know they killed our heroes too
we sing the death song kids, because we've got no future
and we want to be just like you, we want to be just like you
let's sing the death song kids
we light a candle on an earth we made into hell, and pretend that we're in heaven
each time we do we get the blind man's ticket and we know that nothing's true
i saw priest kill a cop on the tv, and i know now they're our heroes too
we sing the death song kids, because we've got no future
and we want to be just like you, we want to be just like you
we write our prayers on a little bomb, kiss it on the face and send it to god
(chorus)
we were the world, but we've got no future
and we want to be just like you, we want to be just like you
سرود مرگ

ما روی گلوله ای هستیم
و ما مستقیم به سوی خدا نشانه رفته ایم
او هم می خواهد که تمامش کند
ما قرصی خوردیم ، چهره ای ساختیم ، بلیطهایمان را خریدیم
و ما امیدواریم که بهشت حقیقت داشته باشد
من دیروز در تلویزیون پلیسی را دیدم که کشیشی را میزد
آنها هم می دانستند که قهرمان ما را کشتند
ما سرود مرگ را می خوانیم
چون ما هیچ آینده ای نداریم
و ما فقط می خواهیم مثل تو باشیم
ما شمعی را روی زمین روشن کردیم
و آنرا تبدیل به جهنم کردیم
و اینطور وانمود کردیم که در بهشت هستیم
ما دعاهایمان را روی یک بمب نوشتیم
و بوسه ای بر رویش زدیم
و به خدا فرستادیم
ما دنیا بودیم
اما هیچ آینده ای نداریم
و ما فقط می خواهیم مثل تو باشیم  
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 شهریور1389ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط مهنوش  | 

...

از تو که حرف میزنم به یاد تو هر چی میگم ترانه میشه

باغ بی برگی ما گل میکنه دریایی از جوانه میشه

همه ی دریچه ها رو به سپیده شعر آفتابی میخونن

بی هراس گزمه های شهر جادو شبا مهتابی میخونن

ای همه بودنم از تو همه ی گفتنم از تو

وقتی حرف میزنم از تو جون میگیره تنم از تو

تو که عشق لایزالی جاری آب زلالی

آفریننده ی ممکن از نهایت محالی

از تو که حرف میزنم به یاد تو هر چی میگم ترانه میشه

باغ بی برگی ما گل میکنه دریایی از جوانه میشه

کلمات گمشده توی کتابا دوباره معنا میگیرن

موجای غریب و دور از هم و تنها لهجه ی دریا میگیرن

تو بگو تا که بجوشم روح خود را نفروشم

آبیِ آینه ها را از تو لاجرعه بنوشم

ای همیشه رو به رویم تو بگو تا که بگویم

بشکن از معجزه ی عشق قفل سنگین گلویم

...

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 شهریور1389ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط مهنوش  |